Document Type : Englise Original Article
Authors
1 Associate Professor, Department of Psychology, Faculty of Humanities, Persian Gulf University, Bushehr, Iran
2 M.A. student, Department of Psychology, Faculty of Humanities, Persian Gulf University, Bushehr, Iran.
3 M.A Student, Department of Psychology, Faculty of Humanities, Persian Gulf University, Bushehr, Iran
Abstract
Keywords
Main Subjects
چاقی و اضافهوزن[1] که جزو بیماریهایی مزمن، پیشرونده و عودکننده محسوب میشوند (Bray et al., 2017)، به دلیل انباشت غیرطبیعی یا بیش از حد چربی بدن، زمینهساز خطر بیماریهای غیرواگیر هستند. شیوع چاقی که از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۲ با رشدی قابل ملاحظه از ۷ به ۱۶ درصد در میان بزرگسالان افزایش یافته است، در سال ۲۰۱۹ عامل حدود ۵ میلیون مرگومیر بوده است (World Health Organization [WHO], 2024). چاقی، به ویژه در کودکان، چالشی جدی برای سلامت عمومی است که با شیوع روزافزون، خطر بیماریهای مزمن جسمی و روانی را افزایش میدهد (Skinner et al., 2018). همچنین، پژوهشها نشان میدهند چاقی با اختلالات روانی ارتباطی دوطرفه دارد؛ به گونهای که سلامت روان ضعیف ممکن است به پرخوری هیجانی و کاهش فعالیت بدنی منجر شود، و در مقابل، چاقی نیز با پریشانی روانی، اَنگ اجتماعی و تغییرات نوروبیولوژیکی همراه است (Zhang, 2021)؛ به همین دلیل است که فعالیت بدنی همراه با رژیم غذایی سالم را از جملۀ عوامل اصلی سلامت جسم و روان برشمردهاند (Hunger et al., 2020). فعالیت بدنی[2] شامل تمامی حرکاتی است که با استفاده از ماهیچههای اسکلتی انجام میشوند و انرژی مصرفی بدن را از سطح پایه فراتر میبرند؛ این حرکات که میتوانند در قالب ورزشهای ساختارمند یا فعالیتهای عادی روزمره ظاهر شوند، زمینهساز سلامت جسم و روان هستند (WHO, 2024). بر اساس پژوهشها، نارضایتی نسبت به ظاهر فیزیکی یکی از نگرانیهای رایج در جوامع مدرن است و زنان به میزان بیشتری نسبت به مردان این نگرانی و دغدغه را تجربه میکنند (Fuller-Tyszkiewicz et al., 2018). مطالعات نشان میدهند زنانی که سطوح بالاتر نارضایتی از بدن را گزارش میکنند، کمتر در فعالیت بدنی شرکت میکنند و از سوی دیگر، زنانی که تصویری مثبتتر از بدن خود دارند، تمایل بیشتری به مشارکت در فعالیت بدنی دارند. رابطۀ بین تصویر مثبت از بدن با تمایل بیشتر به فعالیت های جسمانی را میتوان با احساس غرور و افتخار نسبت به جسم و انگیزۀ بیشتر برای حفظ سلامت آن مرتبط دانست (Gualdi-Russo et al., 2022; Cheval et al., 2021) که به نوبۀ خود تأثیری مثبت بر روی عزتنفس فرد دارد (حیدری و همکاران، 1399). شواهد اخیر نشان میدهد فعالیت بدنی روزانه میتواند خطر ابتلا به مشکلات جسمی یا اختلالات روانی را کاهش دهد، در حالی که سبک زندگی نشسته و بیتحرک احتمال بروز این مشکلات را افزایش میدهد (Du et al., 2022). مطالعۀ هرینگ و همکاران در خصوص رابطۀ بین فعالیت بدنی و اختلالات اضطرابی نیز نشان داد افراد فعالتر علائم کمتری از اضطراب فراگیر و اضطراب اجتماعی را گزارش کردند (Herring et al., 2021). یافتهها همچنین بیانگر این است که زنان چاق معمولاً تمایل کمتری به حضور و فعالیت در مجامع عمومی دارند و این عدم تمایل به کمتحرکی جسمانی و انزوای اجتماعی منجر میشود که خود زمینهساز مشکلات جسمانی بیشتر و اختلالات روانی است (King et al., 2020). یکی دیگر از مفاهیم مرتبط با فعالیتهای بدنی و سلامت جسمانی انعطافپذیری شناختی[3] است که به عنوان یکی از مؤلفههای مرتبط با بهزیستی روانشناختی شناخته میشود (Lakin et al., 2023). انعطافپذیری شناختی به توانایی تغییر شیوههای شناختی، استعدادها، تفکر یا توجه به منظور درک، پردازش یا پاسخ به موقعیتها به روشهای مختلف اطلاق میشود (Diamond, 2013). انعطافپذیری شناختی به عنوان یکی از شاخصهای توانمندی شناختی، بر بسیاری از جنبههای زندگی فرد تأثیرگذار است (Lee & Orsillo, 2014). برای نمونه، یافتهها نشان دادهاند افزایش انعطافپذیری شناختی به کاهش استرس تحصیلی در دانشجویان نیز منجر میشود (Alsaif et al., 2024). انعطافپذیری شناختی همچنین نقش محافظتی در برابر افسردگی ایفا میکند؛ به گونهای که با افزایش انعطافپذیری شناختی، شدت نشانههای افسردگی کاهش مییابد (عابدزادهیامی و همکاران، 1400). یافتههای دیگر نیز نشان دادند بین انعطافپذیری شناختی و تنظیم هیجان در جوانان رابطهای معنادار وجود دارد و معمولاً شرکتکنندگان برای تنظیم هیجان، از راهبرد بازارزیابی شناختی استفاده میکنند (Ghosh & Halder, 2020). پژوهشها همچنین بیانگر رابطۀ معنادار فعالیت بدنی منظم با بهبود انعطافپذیری شناختی، کاهش علائم افسردگی و اختلال خواب (Lerche et al., 2018) و بهبود اختلال پرخوری هستند (محمدیمقدم و همکاران، 1401).
یکی از عوامل مؤثر که موجب نقص در سیستم شناختی میشود و انعطافپذیری شناختی را کاهش میدهد، سوگیری شناختی است (Johnco et al., 2014). سوگیریهای شناختی به تمایلات یا گرایشهای سیستماتیک در تفکر و استدلال انسانها اشاره دارند که معمولاً با اصول منطق، استدلال احتمالاتی و معقولیت سازگار نیستند و در نهایت، ممکن است به تحریف در پردازش اطلاعات و تصمیمگیریهای نادرست منجر شوند (Korteling & Toet, 2020). یکی از مصادیق سوگیری شناختی، سوگیری نسبت به ویژگی های خود، از جمله ظاهر جسمانی، است. به عبارت دقیقتر، نحوۀ درک افراد از جذابیت فیزیکی خود ممکن است تحت تأثیر سوگیریهای شناختی نسبت به آنها باشد که به نوبۀ خود ممکن است بر عزتنفس، اعتمادبهنفس و رفاه کلی افراد تأثیر بگذارد (Jones & Sharpe, 2017). همچنین، یافتهها نشان دادهاند سوگیریهای شناختی نقشی مهم در شکلگیری ادراک افراد چاق ایفا میکنند؛ به ویژه، در سوگیری توجه مرتبط با ظاهر فیزیکی در زنان چاق، این فرض مطرح است که نگرانی دربارۀ وزن به توجه انتخابی نسبت به محرکهای مرتبط با بدن منجر میشود (Williamson et al., 2006). سوگیریهای شناختی در سطوح توجه، حافظه و تفسیر، با جهتدهی ترجیحی پردازش اطلاعات به سوی محرکها و معانی منفی، نقش کلیدی در شکلگیری و تداوم رفتارهای ناسازگار و علائم روانآسیبشناختی ایفا میکنند (Rodgers & DuBois, 2016). این الگوهای سوگیرانه با باورهای منفی ناکارآمد در تعامل هستند و چرخههای معیوب شناختی را تثبیت میکنند (Beck & Bredemeier, 2016). شواهد تجربی نشان میدهد ویژگیهای شخصیتی، به ویژه روانرنجوری، با شدت پاسخهای سوگیرانه مرتبط هستند (Liu et al., 2024). علاوه بر این، سوگیریهای شناختی با افزایش استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار و کاهش بهرهگیری از ارزیابی مجدد شناختی همراه هستند و از این مسیر به طور غیرمستقیم با کاهش سلامت روان مرتبط میشوند (Schudy et al., 2020).
سوگیریهای شناختی با وجود پیامدهای مخربی که دارند، قابل اصلاح هستند و ادبیات پژوهش بیانگر بهکارگیری فنون اصلاح سوگیریهای شناختی[4] به عنوان مداخلاتی مؤثر در درمان بعضی از اختلالات روانی است. پژوهشها نشان دادهاند اصلاح سوگیریهای شناختی به کاهش مصرف الکل و بهبود اختلالات اضطرابی منجر میشود (Vrijsen et al., 2024)، علائم اضطراب اجتماعی را کاهش میدهد و توانایی تصویرسازی ذهنی، به ویژه در حوزۀ احساسات، را تقویت میکند (Lam et al., 2025). یافتهها همچنین بیانگر این است که اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی به کاهش تمایلات و برداشتهای منفی خودکار نسبت به ظاهر فیزیکی منجر میشود و در نتیجه، به بهبود نگرش فرد نسبت به بدن خود کمک میکند (پاکیزه و همکاران، 1403). از سوی دیگر، مداخلات معطوف به اصلاح سوگیری شناختی به طرزی معنادار موجب افزایش همدلی، انعطافپذیری شناختی و خودافشایی هیجانی مثبت و نیز کاهش سبک دلبستگی اضطرابی و خودافشایی هیجانی منفی شدند (معینی و همکاران، 1402). یافتهها نشان میدهند اصلاح سوگیری شناختی میتواند الگوهای منفی مرتبط با تصویر بدن و خودارزشمندی را تعدیل کند و به طور بالقوه موجب کاهش علائم بالینی اختلالات خوردن شود (Matheson et al., 2019). این مداخلات قادر هستند سوگیریهای توجهی و تفسیری مرتبط با اختلالات عاطفی، اختلالات خوردن و اعتیاد را اصلاح کنند (MacLeod, 2012). پژوهشهای اخیر همچنین نشان دادهاند سوگیریهای تفسیری مرتبط با الکل که افراد موقعیتهای مبهم را به نفع مصرف الکل تفسیر میکنند، نقشی مهم در رفتار نوشیدن مشکلساز دارند و آموزش اصلاح سوگیری شناختی میتواند این الگوها را تغییر دهد (Salemink et al., 2019). با عنایت به مباحث ارائهشده در خصوص معضلات و مشکلات مربوط به چاقی در زنان و همچنین یافتههای مربوط به سوگیری شناختی و پیامدهای اصلاح سوگیری شناختی، پژوهش حاضر با هدف بررسی اصلاح سوگیریهای شناختی نسبت به ظاهر جسمانیشان بر انعطافپذیری شناختی و میزان فعالیت بدنی زنان چاق اجرا شد.
روش پژوهش
جامعه و نمونۀ آماری
جامعۀ آماری در پژوهش حاضر کلیۀ خانمهای چاق مراجعهکننده به باشگاههای بدنسازی شهر شیراز در شش ماهۀ اول سال 1401 بود. برای اجرای این پژوهش، ابتدا شش باشگاه بدنسازی واقع در مناطق مختلف شهر شیراز به روش هدفمند انتخاب شدند. سپس، از میان زنان دارای شاخص تودة بدنی برابر یا بالاتر از 30 که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند، تعداد 87 نفر تمایل خود را برای شرکت در پژوهش اعلام کردند. از این میان، 40 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند و به دو گروه آزمایش و کنترل تخصیص یافتند. تمامی شرکتکنندگان پیش و پس از انجام مداخله، پرسشنامة انعطافپذیری شناختی و مقیاس فعالیت بدنی را در مدت زمان تقریبی 15 دقیقه تکمیل کردند. مداخلة اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی، از طریق برنامۀ رایانهای دات پروب[5] و به صورت فردی در طی 8 جلسۀ هفتگی 20 تا 30 دقیقهای توسط یکی از نویسندگان مقاله برای گروه آزمایش اجرا شد.
ابزارهای پژوهش
پرسشنامة انعطافپذیری شناختی (CFI)[6]: این پرسشنامه توسط دنیس و وندروال برای ارزیابی میزان انعطافپذیری شناختی فرد طراحی شده و مشتمل بر 20 گویه است (Dennis & Vander, 2010). پرسشنامه دارای دو خردهمقیاس اصلی است: «جایگزینها» (13 پرسش) و «کنترل» (7 پرسش). همچنین، در نسخۀ فارسی، یک خردهمقیاس سوم با عنوان «جایگزینهایی برای رفتارهای انسانی» نیز گزارش شده است (Shareh et al., 2014). گویهها بر اساس طیف لیکرت هفتدرجهای از 1 (کاملاً مخالفم) تا 7 (کاملاً موافقم) نمرهگذاری میشوند. گفتنی است، گویههای 2، 4، 7، 9، 11 و 17 به صورت معکوس نمرهگذاری میشوند. پرسشنامة انعطافپذیری برای ارزیابی میزان پیشرفت فرد در ایجاد تفکر انعطافپذیر، به ویژه در بافت درمان شناختی-رفتاری، استفاده میشود. در مطالعة دنیس و وندروال، روایی همزمان این ابزار با پرسشنامۀ افسردگی بک برابر 39/0- و روایی همگرای آن با مقیاس انعطافپذیری شناختی مارتین و رابین 75/0 گزارش شده است (Dennis & Vander, 2010). در ایران، فاضلی و همکاران (1393) آلفای کرونباخ این ابزار را 75/0 گزارش کردند. در پژوهش حاضر، ضرایب آلفای کرونباخ برای خردهمقیاسهای «جایگزینها»، «کنترل» و «جایگزینهایی برای رفتارهای انسانی» به ترتیب 72/0، 55/0 و 57/0 به دست آمد.
پرسشنامة بینالمللی فعالیت بدنی (IPAQ)[7]: برای سنجش سطح فعالیت بدنی آزمودنیها از نسخة کوتاه پرسشنامة بینالمللی فعالیت بدنی استفاده شد. این ابزار در سال 1998 توسط سازمان جهانی بهداشت (WHO) و مرکز کنترل بیماریها برای افراد 15 تا 69 سال طراحی شد و دارای 7 پرسش باز است که میزان فعالیت بدنی در هفتۀ گذشته را میسنجد. پرسشهای پرسشنامه به ارزیابی فعالیتهای بدنی شدید، متوسط و سبک در چهار حوزه (فعالیت شغلی، فعالیت خانه و حیاط، رفتوآمد و فعالیت اوقات فراغت) اختصاص دارند. سه پرسش مربوط به تعداد روزهای فعالیت در هفته و چهار پرسش مربوط به مدت زمان انجام فعالیتها در هر روز هستند. پرسش هفتم نیز به مدت زمان نشستن در طول روز اختصاص دارد. پایایی این پرسشنامه در سطح بینالمللی در 12 کشور ارزیابی شده و نتایج نشاندهندۀ اعتبار زیاد آن است (Craig et al., 2003). در ایران، ترجمة این ابزار توسط دفتر هدایت استعدادهای درخشان دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شده است. ضریب آلفای کرونباخ این ابزار در مطالعۀ دمیرچی و همکاران (1392) برابر 87/0 و ضریب همبستگی آزمون-بازآزمون آن در پژوهش خواجوی و شهبازی (1395) برابر 92/0 گزارش شده است که بیانگر پایایی مطلوب نسخة فارسی ابزار است.
طرح مداخلهای: برنامۀ رایانهای کاوش نقطه یا دات پروب یکی از ابزارهای پرکاربرد در ارزیابی سوگیری توجه است که نخستین بار توسط مکلئود و همکاران طراحی شد (MacLeod et al., 1986). این آزمون با هدف اندازهگیری میزان تمایل ناخودآگاه فرد به توجه به محرکهای تهدیدزا (حساسیتزا) اجرا میشود. در این آزمون، شرکتکننده مقابل رایانه مینشیند و ابتدا روی یک علامت مرکزی تمرکز میکند. سپس، دو محرک، یکی به عنوان محرک حساسیتبرانگیز یا محرک هدف و دیگری به عنوان محرک خنثی بر روی صفحۀ رایانه ظاهر میشوند. در پژوهش حاضر، در هر بار، دو تصویر، یکی تصویر یک زن زیبا به عنوان محرک هدف یا حساسیتبرانگیز و دیگری چهرۀ یک زن معمولی به عنوان محرک خنثی در صفحۀ نمایش ظاهر میشدند. پس از یک ثانیه، تصاویر ناپدید میشدند و یک نقطة کوچک به جای یکی از تصاویر ظاهر میشد و شرکتکننده باید با استفاده از یکی از دو کلید مشخصشده بر روی صفحۀ کلید، مکان نقطۀ ظاهرشده را مشخص میکرد. این نرمافزار زمان بین محوشدن تصاویر تا فشاردادن دکمۀ تعیین محل نقطه را ثبت میکند و میانگین زمان واکنش به نقاط جایگزین محرک هدف با میانگین زمان واکنش به نقاط جایگزین محرک خنثی به عنوان میزان سوگیری لحاظ میشود. منطق روانشناختی چنین محاسبهای این است که واکنش سریعتر به نقاط جایگزین محرک هدف به معنای حساسیت و توجه بیشتر به آن محرک است (Aday & Carlson, 2019). اصلاح سوگیری در این نرمافزار نیز به این صورت است که نقطۀ جایگزین در بیش از 90 درصد از موارد جایگزین محرک خنثی میشود تا بهتدریج در طی زمان، حساسیت فرد نسبت به محرک هدف کاهش یابد (Price et al., 2015). برای انتخاب تصاویر هدف و خنثی ابتدا از طریق جستوجو در مجموعهدادههای مختلف و تصاویر گوگل، تعداد 220 تصویر توسط پژوهشگران انتخاب شد. سعی شد تصاویری انتخاب شوند که از نظر ابعاد و رنگ زمینه بیشترین شباهت را داشته باشند. هرچند انتخاب تصاویر کاملاً یکسان از نظر دو ویژگی بالا در عمل امکانپذیر نبود، زوج تصویری که به عنوان تصاویر زیبا و معمولی در هر اسلاید ارائه میشدند، از نظر ابعاد و رنگ زمینه یکسان بودند. در گام دوم، تصاویر انتخابشده توسط پژوهشگران در اختیار 20 نفر از دانشجویانی که بر اساس ملاکهای ورود، واجد شرایط حضور در پژوهش بودند، ولی با توجه به انتخاب تصادفی اعضای نمونه، به عنوان نمونه انتخاب نشده بودند، قرار گرفتند تا میزان جذابیت و زیبایی تصاویر را در یک مقیاس درجهبندی از 1 (معمولی) تا 6 (بسیار جذاب) درجهبندی کنند. در نهایت، 80 تصویر که میانگین نمرات آنها زیر 2 بود، به عنوان تصاویر عادی و 80 تصویر که میانگین نمرۀ بالای 4 دریافت کرده بودند، به عنوان تصاویر جذاب برای استفاده در تکلیف دات پروب انتخاب شدند. اعتبار برنامۀ دات پروب با استفاده از آلفای کرونباخ با هدف سنجش سوگیری توجه در پژوهشی توسط شفیعی و همکاران (1393) برای سنجش سوگیری توجه به کلمات تهدیدکنندۀ اجتماعی 98 درصد و برای سنجش سوگیری توجه به کلمات خنثی 97 درصد و با هدف اصلاح سوگیری توجه توسط شفیعی و زارع (1398) برای اصلاح سوگیری اضطراب برابر 83 درصد برآورد شده است. از آنجا که آلفای کرونباخ بالای 70 درصد پایایی قابل قبولی برای انجام پژوهش است، استفاده از برنامۀ دات پروب بر اساس آمارة آلفای کرونباخ نشاندهندۀ همسانی درونی زیاد این تکنیک درمانی است. دادههای جمعآوریشده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخة 22 تحلیل شدند. تحلیلها در دو سطح توصیفی و استنباطی انجام شدند و برای آزمون فرضیهها، روش تحلیل کوواریانس به کار گرفته شد.
یافتهها
شاخصهای توصیفی همچون میانگین و انحراف استاندارد متغیرهای انعطافپذیری شناختی و فعالیت بدنی در گروههای آزمایش و کنترل در جدول 1 ارائه شدهاند.
همانطور که در جدول 1 مشاهده میشود، نمرات متغیرهای انعطافپذیری شناختی و فعالیت بدنی در گروه آزمایشی از پیشآزمون به پسآزمون تغییراتی قابل ملاحظه داشتهاند، در حالی که تغییری محسوس در میانگین این متغیرها در گروه کنترل مشاهده نمیشود. برای بررسی پیشفرض نرمالبودن توزیع نمرات در متغیرهای انعطافپذیری شناختی و فعالیت بدنی، شاخصهای چولگی و کشیدگی تحلیل شدند. نتایج بهدستآمده نشاندهندۀ نرمالبودن توزیع دادهها در هر دو متغیر بود. همچنین، برای بررسی همگنی واریانسها از آزمون لوین استفاده شد. نتایج بهدستآمده از آزمون لوین برای انعطافپذیری شناختی (77/0>p ,08/0=F) و فعالیت بدنی (98/0>p ,01/0=F) است که بیانگر این است که پیشفرض همگنی واریانسها در متغیرهای مورد مطالعه رعایت شده است.
جدول 1: یافتههای توصیفی متغیرهای پژوهش در مرحلۀ پیشآزمون و پسآزمون
Table1: Descriptive findings of the research variables in the pre-test and post-test stages
|
متغیر |
آماره |
گروه پیشآزمون |
گروه پسآزمون |
||
|
آزمایش |
کنترل |
آزمایش |
کنترل |
||
|
انعطافپذیری شناختی |
میانگین |
57/85 |
94/85 |
36/89 |
87/86 |
|
انحراف استاندارد |
40/6 |
10/5 |
22/4 |
13/3 |
|
|
چولگی |
35/0- |
54/0- |
|||
|
کشیدگی |
11/1- |
62/0- |
|||
|
فعالیت بدنی |
میانگین |
47/1119 |
77/1102 |
89/1227 |
66/1126 |
|
انحراف استاندارد |
39/134 |
98/98 |
04/131 |
93/111 |
|
|
چولگی |
98/0- |
88/0- |
|||
|
کشیدگی |
92/0 |
90/0 |
|||
برای بررسی تأثیر اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر انعطافپذیری شناختی، از تحلیل کوواریانس یکمتغیره بر اساس نمرات پیشآزمون و پسآزمون در گروههای آزمایش و کنترل استفاده شد. نتایج این تحلیل در جدول ۲ ارائه شده است.
جدول 2: نتایج حاصل تحلیل کوواریانس مربوط به انعطافپذیری شناختی
Table 2: The results of the analysis of covariance (ANCOVA) related to cognitive flexibility
|
منبع تغییرات |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
سطح معناداری |
اندازۀ اثر |
|
پیشآزمون |
67/275 |
1 |
67/275 |
67/24 |
001/0 |
654/0 |
|
گروه |
70/70 |
1 |
70/70 |
32/6 |
017/0 |
211/0 |
|
خطا |
86/379 |
34 |
17/11 |
|
|
|
|
کل |
00/287950 |
37 |
|
|
|
|
47/0R Squared=
مطابق جدول 2، تفاوتی معنادار میان میانگین نمرات انعطافپذیری شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل مشاهده شد (017/0p< ,32/6F=). این یافته نشان میدهد مداخلۀ اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی باعث افزایش انعطافپذیری شناختی در گروه آزمایش شده است. همچنین، مقدار ضریب تعیین (47/0R²=) بیانگر آن است که ۴۷ درصد از تغییرات متغیر انعطافپذیری شناختی را میتوان به اثر مداخله نسبت داد. نتایج تحلیل کوواریانس مربوط به متغیر فعالیت بدنی در جدول 3 آمده است.
جدول 3: نتایج حاصل تحلیل کوواریانس مربوط به فعالیت بدنی
Table 3: The results of the analysis of covariance (ANCOVA) related to physical activity
|
منبع تغییرات |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
سطح معناداری |
اندازۀ اثر |
|
پیشآزمون |
42/41154 |
1 |
42/41154 |
90/2 |
097/0 |
511/0 |
|
گروه |
06/85445 |
1 |
06/85445 |
04/6 |
019/0 |
337/0 |
|
خطا |
36/480961 |
34 |
92/14145 |
|
|
|
|
کل |
00/52017700 |
37 |
|
|
|
|
22/0 R Squared =
مطابق نتایج جدول 3، تفاوتی معنادار بین میانگین نمرات فعالیت بدنی در گروههای آزمایش و کنترل مشاهده شد (019/0p< ,04/6F=). این به این معناست که مداخلة اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی باعث افزایش فعالیت بدنی در گروه آزمایش شده است. همچنین، ضریب تعیین (22/0R2=) نشان میدهد ۲۲ درصد از تغییرات در فعالیت بدنی به دلیل شرکت در مداخلة اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی است.
بحث و نتیجهگیری
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر انعطافپذیری شناختی و فعالیت بدنی زنان چاق مراجعهکننده به باشگاههای بدنسازی بود. نتایج نشان داد مداخلۀ اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی موجب افزایش معنادار انعطافپذیری شناختی و فعالیت بدنی در زنان چاق شد. از آنجا که پژوهشی به طور مستقیم همزمان تأثیر اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر انعطافپذیری شناختی و فعالیت بدنی را بررسی نکرده است، یافتههای حاضر از جنبۀ نظری و کاربردی دارای نوآوری محسوب میشوند.
یافتۀ نخست پژوهش، مبنی بر تأثیر اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر افزایش انعطافپذیری شناختی، با نتایج مطالعات پیشین همسو است. پژوهشها نشان دادهاند انعطافپذیری شناختی با عزتنفس بیشتر، روابط اجتماعی مؤثرتر، اضطراب کمتر و سلامت روان بیشتر همراه است (Jones & Sharpe, 2017; Lakin et al., 2023). افزون بر این، شواهد حاکی از آن است که فعالیت بدنی خود میتواند به افزایش انعطافپذیری شناختی، بهبود خلق و کیفیت خواب کمک کند (Lerche et al., 2018). در چارچوب این یافتهها، میتوان استدلال کرد اصلاح سوگیریهای شناختی، از طریق کاهش تمرکز بر تفسیرهای منفی و تعدیل پردازش اطلاعات، زمینه را برای افزایش انعطافپذیری شناختی فراهم میکند. انعطافپذیری شناختی، به عنوان توانایی بازسازی دانش، تفسیر پویا از موقعیتها و تطبیق پاسخها با شرایط جدید تعریف میشود (Lee & Orsillo, 2014). در مقابل، افرادی که انعطافپذیری شناختی کمتری دارند، در مواجهه با استرس و ناراحتی، بیشتر مستعد نشخوار ذهنی، افکار منفی و اضطراب هستند (Lakin et al., 2023). در افراد دارای اضافهوزن و چاق، فعالسازی طرحوارههای ناسازگار مرتبط با ظاهر جسمانی ممکن است به سوگیری در توجه و تفسیر اطلاعات منجر شود و در نتیجه، نگرش منفی نسبت به بدن و اجتناب از موقعیتهای اجتماعی و فعالیتهای ورزشی را تقویت کند. در این زمینه، اصلاح سوگیری شناختی با تغییر جهت توجه از محرکهای منفی به محرکهای خنثی و مثبت، به اصلاح این الگوهای پردازشی و کاهش تحریفهای ذهنی کمک میکند.
یافتۀ دیگر پژوهش حاضر نشان داد اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی موجب افزایش معنادار فعالیت بدنی در زنان چاق میشود. اگرچه پژوهشی که به طور مستقیم این رابطه را بررسی کرده باشد یافت نشد، نتایج حاضر با شواهد پیشین دربارۀ ارتباط میان چاقی و مشکلات روانشناختی (Zhang, 2021)، نارضایتی از تصویر بدنی و اضطراب اجتماعی مرتبط با ظاهر (Herring et al., 2021)، کاهش فعالیت بدنی در افراد دارای اضافهوزن (Gualdi-Russo et al., 2022) و نقش عوامل شناختی و هیجانی در تداوم رفتارهای ناسالم (Ghosh & Halder, 2020) همسو است. همچنین، یافتههای پژوهشهای پاکیزه و همکاران (1403) و حیدری و همکاران (1399) به طور غیرمستقیم از این نتیجه حمایت میکنند و نشان میدهند بهبود نگرش نسبت به ظاهر جسمانی میتواند زمینهساز ارتقای رفتارهای مرتبط با سلامت باشد.
در تبیین این یافته میتوان استدلال کرد زنان دارای اضافهوزن و چاق معمولاً به دلیل فعالشدن طرحوارههای منفی مرتبط با ظاهر جسمانی، محیطهای ورزشی را به عنوان موقعیتهایی تهدیدکننده ادراک میکنند و در نتیجه، به دلیل ترس از ارزیابی منفی دیگران، احساس شرم بدنی، کاهش عزتنفس و اضطراب اجتماعی، از مشارکت در فعالیتهای ورزشی اجتناب میورزند. تداوم این چرخۀ ناسازگار نه تنها موجب کاهش فعالیت بدنی، بلکه به افزایش وزن، تشدید انزوای اجتماعی و تقویت نگرشهای منفی نسبت به بدن منجر میشود. اصلاح سوگیری شناختی با تغییر جهت توجه از محرکهای تهدیدکننده و ارزیابیهای منفی مرتبط با ظاهر به محرکهای خنثی یا مثبت، این الگوی پردازش ناکارآمد را تعدیل میکند و موجب شکلگیری ادراک واقعبینانهتر و پذیرش بیشتر تصویر بدنی میشود. در چنین شرایطی، حساسیت فرد نسبت به قضاوت دیگران کاهش و انگیزۀ او برای مشارکت در رفتارهای سلامتمحور افزایش مییابد. افزون بر این، افزایش انعطافپذیری شناختی ناشی از مداخله به فرد کمک میکند تا از الگوهای رفتاری عادتی و ناسازگار، مانند اجتناب از ورزش و پرخوری هیجانی، فاصله بگیرد و راهبردهایی سازگارانهتر برای مدیریت وزن و ارتقای سلامت انتخاب کند (Ghosh & Halder, 2020). بنابراین، افزایش فعالیت بدنی مشاهدهشده در پژوهش حاضر را میتوان پیامد اصلاح پردازشهای شناختی مرتبط با ظاهر جسمانی، کاهش اضطراب اجتماعی و تقویت انعطافپذیری شناختی دانست؛ فرایندی که در نهایت به شکستن چرخۀ معیوب نارضایتی از بدن، کمتحرکی و تداوم چاقی منجر میشود.
محدودیتهای پژوهش
یافتههای این پژوهش باید با در نظر گرفتن برخی از محدودیتها تفسیر شوند. نخست، نمونۀ پژوهش صرفاً شامل زنان چاق مراجعهکننده به باشگاههای بدنسازی بود؛ بنابراین، تعمیم نتایج به مردان، سایر گروههای سنی و جمعیتهای بالینی نیازمند احتیاط است. دوم، کنترل کامل برخی از متغیرهای مداخلهگر مانند شدت چاقی، سابقۀ درمانهای کاهش وزن، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و میزان فعالیت بدنی پیشین امکانپذیر نبود. سوم، استفاده از ابزارهای خودگزارشی ممکن است با سوگیری پاسخدهی همراه بوده باشد. همچنین، عدم اجرای پیگیری بلندمدت امکان بررسی پایداری اثرات مداخله را محدود کرد.
پیشنهادهای کاربردی
با توجه به اثربخشی مداخلۀ اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی، پیشنهاد میشود این رویکرد در مراکز مشاوره، کلینیکهای روانشناختی، مراکز درمان چاقی و باشگاههای ورزشی به عنوان یک مداخلۀ مکمل استفاده شود. بهرهگیری از این روش ممکن است در کاهش نارضایتی از تصویر بدنی، افزایش انعطافپذیری شناختی، ارتقای سلامت روان و افزایش مشارکت در فعالیتهای بدنی نقشی مؤثر داشته باشد. همچنین، ادغام این مداخله با برنامههای مدیریت وزن، آموزش سبک زندگی سالم و مداخلات شناختی-رفتاری میتواند اثربخشی برنامههای درمانی را افزایش دهد.
پیشنهادهای پژوهشی
پیشنهاد میشود پژوهشهای آینده اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی را در گروههای مختلف از جمله مردان، نوجوانان و افراد دارای چاقی بالینی بررسی کنند. همچنین، انجام مطالعات پیگیری برای ارزیابی ماندگاری اثرات مداخله، مقایسۀ این روش با سایر مداخلات روانشناختی و بررسی نقش متغیرهای میانجی مانند تصویر بدنی، عزتنفس، اضطراب اجتماعی و خودکارآمدی ورزشی میتواند به غنای ادبیات پژوهشی این حوزه کمک کند.
تشکر و قدردانی
بدین وسیله، از اساتید راهنما و مشاوران این پژوهش و افرادی که در این پژوهش شرکت کردند، تشکر و قدردانی میشود.
حامی مالی
این پژوهش در قالب پایاننامۀ کارشناسیارشد و بدون حمایت مالی است.
تضاد منافع
نویسندگان همچنین اعلام میدارند در نتایج این پژوهش هیچگونه تضاد منافعی وجود ندارد.
ملاحظات اخلاقی
این مقاله برگرفته از پایاننامۀ کارشناسیارشد رشتۀ روانشناسی در دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خلیج فارس بوشهر است. در راستای رعایت اصول اخلاق پژوهش، اطلاعات شرکتکنندگان پس از اخذ رضایت آگاهانه جمعآوری شد و به آنان اطمینان داده شد که دادهها به صورت محرمانه و بدون ذکر نام و مشخصات هویتی گزارش خواهند شد.
[1] overweight and obesity
[2] physical activity
[3] cognitive flexibility
[4] cognitive bias modification
[5] dot-probe
[6] Cognitive Flexibility Inventory
[7] International Physical Activity Questionnaire