Document Type : Original Article
Authors
1 Master in Counseling, Counseling Department of Counseling, Faculty of Education and Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran.
2 Professor, Department of Counseling, Faculty of Education and Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran.
3 Assistant Professor, Department of Counseling, Faculty of Education and Psychology, University of Isfahan, Isfahan, Iran.
Abstract
Keywords
Main Subjects
یکی از مهمترین روابط میانفردی که به طور معمول بزرگسالان آن را تجربه میکنند، ازدواج[1] است. نقش ازدواج در عملکرد خانواده با توجه به فراهمکردن بستری برای برطرفکردن نیازهای روانی و عاطفی افراد حائز اهمیت است Kral, 2020)). همچنین، با در نظر گرفتن ازدواج به عنوان زمینهساز تشکیل نهاد خانواده، به عنوان حساسترین و اساسیترین نهاد اجتماعی، تأثیر این پدیده بر سلامت جامعه عیان و جالب توجه است (Sutton, 2019). اولین گام در مسیر ازدواج انتخاب همسر است که از مهمترین مراحل زندگی هر فرد به شمار میآید (فاتحی و همکاران، 1398). موفقیت یک ازدواج تا حدی زیاد به انتخاب درست همسر وابسته است (Boyce et al., 2017). بنا بر وجود اهمیت انتخاب همسر، مؤلفههایی مختلف در این پدیده حائز اهمیت هستند که از مهمترین آنها طرحوارههای ناسازگار اولیه[2] هستند. طرحوارههای ناسازگار اولیه الگوهایی دیرینه از واکنشهای روانشناختی هستند که چگونگی درک ما از جهان، چگونگی درک آنچه برای ما اتفاق میافتد، احساس ما و چگونگی رفتار ما را کنترل میکنند. آنها معمولاً ریشه در دوران نوزادی و اوایل کودکی دارند و حتی ممکن است قبل از به دنیا آمدن ما ایجاد شوند (Young et al., 2003). از آنجا که طرحوارهها تمام جنبههای زندگی فرد - آگاهانه یا غیرآگاهانه - را در بر میگیرند، طبیعی است که تأثیر آنها بر ازدواج و سپس زندگی مشترک افراد نیز قابل مشاهده باشد (یانگ و کلوسکو، 1993/1403).
با توجه به اینکه طرحوارههای ناسازگار اولیه از مؤلفههای مهم اثرگذار بر معیارهای همسرگزینی هستند (افشاری نیا، ۱۳۹۲)، به نظر میرسد انتخاب همسر ناسازگار یکی از متداولترین سازوکارهایی است که طرحوارههای ناسازگار اولیه از طریق آنها تدوام مییابند (Young et al., 2003). طرحوارهها و فرایندهای طرحوارهای معمولاً خاموش هستند و تحت شرایطی خاص فعال میشوند. تصمیمگیری برای ازدواج یکی از موقعیتهای مهمی است که طرحوارهها در آن فعال میشوند (جعفری، ۱۳۹۴). هجده نوع طرحوارۀ ناسازگار اولیه شناخته شدهاند که هر یک از آنان به طریقی میتواند بر فرایند انتخاب همسر اثرگذار باشد. مهمترین طرحوارههای ناسازگار اولیه عبارتاند از: محرومیت هیجانی[3]، بیاعتمادی[4]، نقص و شرم[5]، رهاشدگی[6]، ایثار[7]، اطاعت[8] و معیارهای سرسختانه[9] (Thimm, 2010). به اعتقاد یانگ، فردی که طرحوارۀ بیاعتمادی/ بدرفتاری دارد، همسری غیرقابل اعتماد و آزارگر را انتخاب میکند. افراد با طرحوارهۀ محرومیت هیجانی، همسری از نظر هیجانی سرد یا بیش از حد نیازمند را انتخاب میکنند. افراد با طرحوارۀ اطاعت، تمایل به انتخاب همسر سلطهگر و قدرتطلب دارند. فرد با طرحوارۀ خودتحولنیافته/ گرفتار[10]، هویت فردی خود را از دست میدهد و غرق در هویت همسر میشود. فردی با طرحوارۀ پذیرشجویی/ جلب توجه[11]، همسری را برمیگزیند که او را تحسین و ستایش کند. افراد با طرحوارۀ تنبیه[12]، همسران طردکننده و تنبیهگر را انتخاب میکنند که در رابطه نمیتوانند طرف مقابل را ببخشند. همچنین، افراد با طرحوارهۀ استحقاق[13]، نیازهای همسرشان را به رسمیت نمیشناسند (یانگ و همکاران، 2003/1403). انتخاب همسر برای فردی با طرحوارۀ وابستگی/ بیکفایتی[14] نیز به صورت جذبشدن به سوی فردی است که تمام امور زندگی را در دست میگیرد. افرادی هم که طرحوارۀ نقص/ شرم دارند، جذب همسرانی انتقادگر و تحقیرکننده میشوند. اشخاصی که طرحوارۀ معیارهای سرسختانه دارند، بیشتر جذب افرادی میشوند که هیچگاه نمیتوانند او را راضی کنند. فرد با طرحوارۀ رهاشدگی/ بیثباتی هم جذب افرادی میشوند که انتظار دارد فرد مقابل بعد از شکلگیری وابستگی، او را رها کند (یانگ و کلوسکو، 1993/1403).
اعتقاد جالب توجه نظریۀ طرحوارههای ناسازگار اولیه در حوزۀ ازدواج این است که افراد همسر آیندۀ خود را بر اساس طرحوارههای خود انتخاب میکنند و در این گزینش ممکن است به سمت فرایند تداوم یا جبران طرحواره گرایش داشته باشند (خسروی و همکاران، ۱۳۸۷). افرادی که متأثر از طرحوارههای ناسازگار خود، همسر انتخاب میکنند و ازدواج را به عنوان فرصتی برای جبران ناکامیها در نظر میگیرند، در نهایت به دلیل برآوردهنشدن انتظارات و توقعات در زندگی مشترک دچار احساس ناامیدی و شکست میشوند (Dulong, 2007). بنابراین، نحوۀ تفکر، احساس و رفتار هر فرد در روابط صمیمانه و همچنین سایر جنبههای زندگی از جمله تصمیمگیری برای ازدواج تحت تأثیر طرحوارههای ناسازگار اولیه و سبکهای مقابلهای آنها قرار دارد (ضابطی و جعفری، 1397). نکتۀ حائز اهمیت این است که تسهیل تداوم طرحوارههای ناکارآمد اولیه نتیجۀ انتخاب شریک زندگی نامناسب است؛ زیرا هر یک از زوجها علاوه بر اینکه طرحوارههایی را با خود به رابطه میآورند، طرحوارههایی جدید نیز در این رابطه برایشان شکل میگیرند (Simeone-DiFrancesco et al., 2015). از طرفی، طرحوارهها ساختاری که هر فرد به دنیا میدهد را تحت تأثیر قرار میدهند و همین امر در ایجاد باورها، رفتارها و نگرشهای افراد در خزانۀ یادگیری و تربیتی در مرحلۀ پیش از ازدواج تأثیر میگذارد. این طرحوارهها در واقع همان صدای والدین و خانواده هستند که در تعاملات و پویاییهای بینفردی تکرار میشود. این طرحوارهها که خود را به صورت افکار و باورهای خودکار نشان میدهند، با عنوان عوامل زیرساختی شناخته میشوند؛ به گونهای که شناخت و تغییر این طرحوارهها از پیشبینیکنندههای ارتقای روابط بینفردی در آینده است (امانی و همکاران، 1390).
در مقولۀ ازدواج، علاوه بر تأثیر طرحوارهها در انتخاب همسر و روابط بینفردی، به مواردی همچون نگرشها و انتظارات از ازدواج نیز توجه ویژه شده است؛ به طوری که هرگونه تغییر و تحریف در معیارهای مرتبط با هر یک از این عوامل ممکن است به اختلال در ازدواج و زندگی زناشویی منجر شود (Vannier & O’sullivan, 2017). انتظار از ازدواج[15] یک مفهوم شناختی است که به صورت چشماندازی از ازدواج تعریف میشود که زوجین در قلمرو رابطۀ خود به وجود میآورند (Osei-Tutu et al., 2020). انتظار از ازدواج رابطه با موضوع ازدواج ارزیابی و اندازهگیری میکند. همچنین، نگرش فرد دربارۀ چگونگی ازدواج، حل مشکلات احتمالی رابطه و رضایت زناشویی را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، توجه به این مفهوم میتواند صمیمیت، توافق و برابری رابطه را ارتقا دهد (نیلفروشان و همکاران، 1390). در واقع، میتوان نتیجه گرفت مفهوم انتظار از ازدواج از آن نظر حائز اهمیت است که به پیشبینی رضایت از رابطۀ زناشویی در آینده منجر میشود. به عبارتی، تأثیر نوع انتظارات هر فرد بر آنچه در روابط او ایجاد میشود، امری بدیهی است. برای مثال، انتظار طرد شدن از طرف همسر در برخی از زنان باعث میشود در روابط زناشویی و عاشقانۀ خود به گونهای عمل کنند که پاسخها و رفتارهای طردکننده از جانب همسر خود دریافت کنند؛ زیرا نحوۀ تفکر، احساس و رفتار آنها از این انتظار شکلگرفته تأثیر میپذیرد. به بیان دیگر، انتظارات به تعیین و اتخاذ نقشهای همسران منجر میشود (Shaver & Mikulincer, 2017).
از آنجا که انتظار از ازدواج شامل انتظاراتی برای ایجاد رفتارهای مثبت و تغییردادن همسر (انتظار ایدهآلگرایانه) است، عدمتحقق آنها سبب بروز افسردگی و اضطراب در زوجین (Casad et al., 2015) و در نهایت کاهش رضایت زناشویی در زندگی مشترک میشود (Keshavarz et al., 2013). بنابراین، به نظر میرسد بروز آسیبهایی در خانواده همچون همسرآزاری، ناسازگاری و طلاق نتیجۀ پیشبینی و تمرکز بر رابطۀ مختلشده و ناکارآمد زناشویی (انتظارات بدبینانه) در زندگی مشترک است (Dillon, 2005). بر اساس این فرض، میتوان انتظارات واقعبینانه از ازدواج را به صورت باورها و نگرشهایی راجع به فرایند ازدواج، درک از رضایت زندگی زناشویی و حل مشکلات رابطه تعریف کرد. اینگونه انتظارات به توقعاتی در حیطههای برابری، توافق و صمیمیت اشاره دارد که همخوانی بیشتری با واقعیتها و حقایق زندگی دارد (روشنی و همکاران، ۱۳۹۴). در مقابل، انتظارات ایدهآلگرایانه در حیطههای برابری، توافق و صمیمت انتظاراتی را در بر میگیرد که با ایدهآلسازی رابطۀ زناشویی مرتبط است (عربزاده و جوکار کمالآبادی، ۱۳۹۵) و انتظارات بدبینانه مربوط به مسائل و مشکلاتی است که مورد انتظار زوجین در ازدواج است (رفیعی و همکاران، ۱۳۹۴).
از آنجا که عواملی مختلف بر نوع فرایند طرحوارهای (در همسرگزینی) و انتظارات از ازدواج تأثیر میگذارند، لزوم استفاده از رویکردها و روشهایی که فرایند تداوم و جبران طرحواره و انتظارات غیرواقعبینانه در انتخاب همسر را بررسی و اصلاح کنند، ضروری به نظر میرسد. یکی از رویکردها در این رابطه طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار[16] است. رویکرد طرحوارهدرمانی بر اساس نظریۀ دلبستگی و با الهام از نظریۀ شناختدرمانی توسط یانگ به وجود آمده است که تحولی اساسی در رویکرد شناختدرمانی محسوب میشود (یانگ، 1990/1403). همچنین، با توجه به اینکه بسیاری از راهبردهای مقابلهای، پردازش شناختی و سبک زندگی افراد تحت تأثیر طرحوارهها به عنوان سازههای زیربنایی قرار دارند، این طرحوارهها از توان تبیین زیادی برخوردار هستند (Young et al., 2003). در واقع، طرحوارهدرمانی دربرگیرندۀ انواع مداخلات شناختی، هیجانی و رفتاری است (یانگ، 1990/1403). این رویکرد تلاش میکند از طریق شناسایی طرحوارههای هر فرد و واکاوی ریشۀ تحولی هر یک از آنها در دوران کودکی و نوجوانی به افراد کمک کند. در ادامۀ این فرایند، افراد یاد میگیرند چگونه طرحوارههایشان بر اثر پاسخهای مقابلهای تداوم مییابند (یانگ و همکاران، 2003/1403).
نکتۀ قابل بیان این است که مدل اصلی طرحواره بر صفات تمرکز دارد، اما مدل ذهنیتهای طرحوارهای به سمت مدل حالتی پیش رفته است (Schaich et al., 2020). فنونی که بر ذهنیتها تمرکز دارند، بخش تکمیلکنندۀ طرحوارهدرمانی هستند که بنا به تعریف، ذهنیتها گروهی از فرایندهای طرحوارهای سازگار یا ناسازگار هستند که هماکنون در ذهن حضور دارند. در واقع، ذهنیتها برخلاف طرحوارهها، فقط شامل بُعد ناسازگار این طرحوارهها نیستند، بلکه ذهنیتهای سازگار را نیز شامل میشوند که هدف آنها کمک به مراجعان برای تبدیل ذهنیت ناکارآمد به یک ذهنیت سالم است (یانگ و همکاران، 2003/1403). در همین راستا، یانگ بیان میکند افراد با ذهنیتهایی مختلف متولد میشوند. به بیان دیگر، هر ذهنیت نشاندهندۀ فعالشدن یک یا چند طرحواره و سبک مقابلهای خاص استفادهشده است. در واقع، عنوان ذهنیتهای طرحوارهای سازهای است که ریشه در حالتهای هیجانی ناخوشایند و دردناک تجربهشده در دوران کودکی دارد (Puetz et al., 2020). ذهنیتهای طرحوارهای در چهار گروه طبقهبندی شدهاند که در مجموع شامل ده ذهنیت هستند. طبقهبندی چهارگانۀ ذهنیتها شامل ذهنیتهای کودکانه[17]، ذهنیت والد ناکارآمد[18]، ذهنیتهای مقابلهای ناکارآمد[19] و ذهنیت بزرگسال سالم[20] است (Behary & Dieckmann, 2011).
بر اساس آنچه در رابطه با فرایند انتخاب همسر و مؤلفههای تأثیرگذار بر آن بیان شد و همچنین با توجه به تغییراتی همچون افزایش تحصیلات، استقلال اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی، دوریگزینی از نظارت والدین و اطرافیان و آزادی انتخاب که در جامعۀ ایرانی در نتیجۀ گذار از نظم اجتماعی سنتی به مدرن در دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج رخ داده است، شاهد تحولاتی در سطوح فردی و اجتماعی در این قشر از جامعه هستیم. این نوجویی سبب بروز تغییراتی در انتظارات، باورها و معیارهای همسرگزینی دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج و تعریف آنان از ازدواج شده است (حبیب پور گتابی و غفاری، ۱۳۹۰). بنابراین، کاهش میزان طلاق، استحکام ازدواج و ارتقای کیفیت آن مستلزم بررسی و ارزیابی الگوها و آسیبهای افراد در مرحلۀ پیش از ازدواج و بهکارگیری مداخلات بهموقع است (Gottman & Gottman, 2015). بنابراین، بر اساس اهمیت فرایند انتخاب همسر، با مرور ادبیات پژوهش، خلأ پژوهش در حوزۀ تمرکز بر ذهنیتهای طرحوارهای مشخص شد. در همین راستا، پژوهشهایی که به نقش کلیدی طرحوارهها در انتخاب همسر اشاره داشتند، ملاحظه شدند. برای نمونه، خسروی و همکاران (1387) نگرش به ازدواج دو گروه از افرادی که به فرایند تداوم و جبران طرحواره در همسرگزینی گرایش دارند را با یکدیگر مقایسه کردند. نتایج این پژوهش نشان داد در نگرش به ازدواج افرادی که تمایل به فرایند جبران طرحواره در مقایسه با تداوم طرحواره دارند، تفاوتی معنادار وجود دارد. همچنین، شیری و همکاران (1395) نشان دادند طرحوارهدرمانی میتواند نگرش ناکارآمد نسبت به انتخاب همسر و مؤلفههای آن مانند عشقباوری، تجربهمحوری، ایدهآلنگری، متضادجویی، آسانبینی و خوشباوری را تعدیل کند. پژوهش مردانی و همکاران (۱۳۹۸) هم نشان داد آموزش طرحوارهدرمانی میتواند به کاهش ترس از همسر، ترس از محدودیت همسر، ترس از خود، سبکهای مقابلهای اجتناب و جبران افراطی در دختران دانشجوی در سن ازدواج منجر شود. پرنیاک (۱۳۹۸) نیز در پژوهشی نتیجه گرفت طرحوارههای ناسازگار اولیه با ملاکهای همسرگزینی رابطه دارند و ممکن است به عنوان پیشبین ملاکهای همسرگزینی در نظر گرفته شوند. فریدونپور و همکاران (1399) هم در پژوهش خود دریافتند هر دو مداخلۀ طرحوارهدرمانی و ایماگوتراپی برای کاهش ترس از ازدواج نگرش و نگرش به انتخاب همسر روشی مناسب هستند. پاکنژاد و همکاران (1399) نیز با اجرای مدل مشاورهای طرحوارهمحور به این نتیجه رسیدند که این مدل میتواند نگرشهای ازدواج افراد را اصلاح کند و ترس از ازدواج آنان را کاهش دهد. در ادامه، مختاری و همکاران (1400) هم آموزش قبل از ازدواج با رویکرد طرحوارهمحور را دارای تأثیری معنادار بر ترس از ازدواج و ذهنیتهای مقابلهای دختران مجرد گزارش کردند. همچنین، مختاری و همکاران (1401) در پژوهشی دیگر اعلام کردند آموزش طرحوارهمحور قبل از ازدواج تأثیری معنادار بر تمایل به ازدواج و طرحوارههای ناسازگارانۀ دختران مجرد دارد. از این رو، یکی از مهمترین عواملی که میتواند باعث موفقیت یا شکست ازدواج شود، نگرشها، انتظارات و طرحوارههای افراد دربارۀ ازدواج و انتخاب همسر (Arntz & Jacob, 2017) و ذهنیتهای طرحوارهای ناشی از این طرحوارههاست (Young et al., 2003).
در نهایت، پس از مرور آنچه بیان شد، با توجه به اهمیت نهاد خانواده به عنوان خواستگاه طرحوارههای ناسازگار و ارتباط این طرحوارهها با مشکلات بینفردی و با توجه به وجود خلأ پژوهشی، انجام پژوهشی که میزان اثربخشی طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران و تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) و انتظارات از ازدواج دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج را بسنجد، میتواند برای آموزش مهارتهای پیش از ازدواج و برای مشاوران خانواده و ازدواج مؤثر و سودمند واقع شود. بنابراین، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر نوع فرایند طرحوارهای (در همسرگزینی) و انتظار از ازدواج دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج است. بر همین اساس، فرضیههای این پژوهش عبارتاند از:
الف) طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند تداوم[21] طرحوارهها (در همسرگزینی) مؤثر است.
ب) طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران[22] طرحوارهها (در همسرگزینی) مؤثر است.
پ) طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر مؤلفههای انتظار از ازدواج (بدبینانه، واقعبینانه و ایدهآلگرایانه) مؤثر است.
روش پژوهش
روش پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشیبا گروه کنترل (پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل) بود. جامعۀ آماری این پژوهش شامل کلیۀ دختران مجرد در مرحلۀ پیش از ازدواج شهر اصفهان در سال 1402 بود که از طریق فضای مجازی اطلاعرسانی شدند. حجم نمونۀ مدنظر 30 نفر از دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج شهر اصفهان بودند. روش نمونهگیری به صورت غیرتصادفی و داوطلبانه و با ملاکهای ورود مشخص بود. ملاکهای ورود به دورۀ طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار عبارت بودند از: مؤنثبودن، داشتن سن بین 18 تا 35، عدم مصرف داروهای روانپزشکی و مواد مخدر از طریق خودگزارشی شرکتکنندگان، عدم ابتلا به اختلالات روانپزشکی از طریق انجام مصاحبۀ بالینی، عدم سابقۀ ازدواج، در مرحلۀ پیش از ازدواج بودن (داشتن قصد ازدواج، رابطۀ جدی به قصد ازدواج)، عدم شرکت در سایر دورههای آموزشی و جلسات رواندرمانی و مشاورۀ همزمان با دورۀ گروهدرمانی طرحوارهمحور حاضر و متقاضی شرکت در پژوهش بودن. همچنین، ملاکهای خروج شامل عدم همکاری، غیبت بیش از دو جلسه از جلسات درمان و نقص در تکمیل پرسشنامهها بودند. به منظور اجرای پژوهش، ابتدا فراخوانی مبنی بر برگزاری دورۀ گروهدرمانی طرحوارهمحور در فضای مجازی قرار داده شد. پس از ثبتنام افراد علاقهمند، مصاحبۀ اولیه برای انجام مصاحبۀ بالینی و بررسی سایر ملاکهای ورود انجام شد و افراد واجد شرایط به منظور شرکت در پژوهش انتخاب شدند. تعداد افراد انتخابشده 30 نفر بود که 15 نفر به صورت گمارش تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. مداخلۀ درمانی با رویکرد طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر روی گروه آزمایش طی 11 جلسه به صورت دو روز در هفته و هر جلسه به مدت دو ساعت در سالن کارگاههای مرکز مشاورۀ دانشگاه اصفهان اجرا شد، اما گروه کنترل تحت هیچگونه مداخلهای قرار نگرفتند. پس از پایان جلسات درمانی، پسآزمون بر روی هر دو گروه آزمایش و گواه اجرا شد. گفتنی است، این پژوهش با رضایت شرکتکنندگان انجام شد و دارای شناسۀ اخلاق از کمیتۀ اخلاق در پژوهش دانشگاه اصفهان به شمارۀ IR.UI.REC.1401.131 است.
ابزارهای اندازهگیری
پرسشنامۀ همسرگزینی (MSI)[23]: این پرسشنامه توسط عالی (1386) بر مبنای نظریۀ جفری یانگ[24] ساخته شده است. هدف از ساخت این مقیاس، پاسخدهی به این پرسش است که افراد با طرحوارههای مختلف چه فردی را بعنوان همسر ایدهآل خود انتخاب میکنند؛ همسری که به تداوم طرحوارههای آنها کمک میکند یا برعکس، باعث جبران طرحوارههای آنها میشود.
این پرسشنامه دارای 60 گویه است که هر 4 گویه فرایند مربوط به یک طرحواره را میسنجد. مقیاسهای این پرسشنامه شامل محرومیت هیجانی: گویههای 1-4، رهاشدگی: گویههای 5-8، بیاعتمادی/ بدرفتاری: گویههای 9-12، نقص و شرم: گویههای 13-16، انزوای اجتماعی: گویههای 17-20، شکست: گویههای 21-24، وابستگی/ بیکفایتی: گویههای 25-28، آسیبپذیری در برابر ضرر و بیماری: گویههای 29- 32، گرفتار: گویههای 33-36، اطاعت: گویههای 37-40، ایثار: گویههای 41-44، بازداری هیجانی: گویههای 45-48، معیارهای سرسختانه: گویههای 49-52، استحقاق و بزرگمنشی: گویههای 53-56 و خویشتنداری/ خودانضباطی ناکافی: گویههای 57-60 هستند. نمرهگذاری هر گویه بر اساس یک مقیاس 6درجهای لیکرت (نمرۀ 1 = کاملاً مخالفم و نمرۀ 6 = کاملاً موافقم) است. کد ۱ در صورتی به فرد داده میشود که میانگین نمرۀ او برای هر ۴ گویه که در رابطه با یک طرحواره است، برابر ۱۲ یا کمتر از آن باشد و به این معناست که فرد از فرایند تداوم طرحواره استفاده میکند. در صورتی کد ۲ به فرد اختصاص داده میشود که نمرۀ فرد بالاتر از ۱۲ باشد و این کد بیانگر استفادۀ فرد از فرایند جبران طرحواره است. روایی و پایایی این پرسشنامه توسط عالی (1386) ارزیابی و تحلیل شده است. همبستگی کل تست 78/0 و همبستگی نمرۀ افراد در اجرای اول و دوم در هر یک از طرحوارههای حوزۀ قطع ارتباط و طرد 81/0، حوزۀ عملکرد و خودگردانی مختل 64/0، حوزۀ دیگرجهتمندی 81/0، حوزۀ گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری 70/0، حوزۀ محدودیتهای مختل 73/0 به دست آمده است. عالی (۱۳۸۶) در پژوهش خود پنج مؤلفۀ طرحوارهها را بررسی کرده است که شامل قطع ارتباط و طرد، عملکرد و خودگردانی مختل، دیگرجهتمندی، گوشبهزنگی بیش از حد و بازداری و محدودیتهای مختل هستند. مقدار آلفای کرونباخ برای این مؤلفهها بهترتیب برابر 78/0، 58/0، 78/0، 58/0 و 48/0 گزارش شده است. همچنین، همسانی درونی کل تست با استفاده از روش آلفای کرونباخ به مقدار 80/0 به دست آمده که نشاندهندۀ اعتبار مناسب ابزار استفادهشده است.
مقیاس انتظار از ازدواج (MES)[25]: مقیاس انتظار از ازدواج توسط جونز و نلسون در سال 1996 برای سنجش انتظار از ازدواج دانشجویان مجردی ساخته شده است که سابقۀ ازدواج نداشتهاند (Jones & Nelson, 1996). این پرسشنامه 40 گزاره دارد و برای پاسخگویی به گزارهها، از مقیاس 5درجهای لیکرت از 1 = کاملاً مخالفم تا 5 = کاملاً موافقم استفاده شده است. بر این اساس، نمرۀ حداقلی، 40 و نمرۀ حداکثری، 200 است. نمراتی که در حد میانگین هستند (نمرۀ بین 80 تا 120)، انتظارات واقعبینانه، نمرات پایینتر (نمرۀ بین 40 تا 80)، انتظارات بدبینانه و نمرات بالاتر (نمرۀ 120 به بالا)، انتظارات ایدهآلگرایانه را نشان میدهند. به طور کلی، نمرۀ پایینتر در خردهمقیاس انتظار بدبینانه نشانۀ انتظارات بدبینانهتر و نمرۀ بالا در خردهمقیاسهای انتظار واقعگرایانه و ایدهآلگرایانه نشانۀ انتظارات واقعگرایانهتر و ایدهآلگرایانهتر است. نمرهدهی گزارههای 4، 18، 23، 28، 30، 35 و 38 به صورت معکوس اعمال میشود. گزارههای این مقیاس انتظارات مرتبط با ازدواج در حیطههای صمیمیت، برابری و توافق را ارزیابی میکنند. دیلون پایایی این پرسشنامه را با روش آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 80/0 گزارش کرده است (Dillon, 2005) و جونز و نلسون ضریب 80/0-79/0 را گزارش کردهاند (Jones & Nelson, 1996). این مقیاس در ایران توسط نیلفروشان و همکاران (1390) هنجاریابی شده است. ضریب بازآزمایی این مقیاس در طول سه هفته 90/0 و همسانی درونی با روش آلفای کرونباخ 88/0 به دست آمده است و در نهایت، نتایج حاکی از آن بود که به طور کلی، برای سنجش انتظار از ازدواج در ایران، میتوان از مقیاس انتظار از ازدواج به عنوان یک ابزار مناسب و دارای اعتبار استفاده کرد.
به منظور اجرای مداخلات نیز از بستۀ طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بومیسازیشده (Farell & Shaw, 2018؛ شعبان و همکاران، 1400) استفاده شد که خلاصۀ آن در جدول (1) آمده است.
جدول 1: خلاصه جلسات طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بومیسازی شده (Farell & Shaw, 2018؛ شعبان و همکاران، 1400)
Table 1: Summary of localized schema mode therapy sessions (Farell & Shaw, 2018; Shaban et al., 2021)
|
جلسه |
هدف |
محتوا |
فعالیتها |
|
جلسۀ اول |
آشنایی و برقراری احساس امنیت |
معارفه و آشنایی اعضا با کاموا برای ایجاد احساس تعلق مرور اهداف، ساختار جلسات و قوانین و مقررات گروه (رازداری، محرمانهبودن، احترام، گوشدادن و ...) معرفی طرحوارهها، نحوۀ شکلگیری و تداوم آنها پرسشنامۀ طرحوارههای یانگ |
تمرین حباب امن |
|
جلسۀ دوم |
معرفی نیازها و شناخت انواع طرحوارهها |
معرفی نیازهای اساسی پنجگانه انواع حوزههای طرحوارههای ناسازگار متناظر با هر حوزه رابطۀ بین طرحوارهها و نیازها صحبت دربارۀ مشکلات اصلی پرسشنامۀ سبکهای فرزندپروری یانگ |
وارسی نحوۀ برآوردهشدن نیازها در کودکی، نوجوانی و حال |
|
جلسۀ سوم |
شناخت انواع طرحوارهها معرفی ذهنیتها
|
معرفی انواع طرحوارههای مرتبط با هر حوزه معرفی ذهنیتها انواع ذهنیتهای کارآمد و ناکارآمد شناخت مفهوم جذابیت طرحوارهای نحوۀ تأثیرگذاری هر طرحواره در انتخاب همسر |
بررسی معیارهای همسرگزینی هر یک از اعضا و ارتباط آنها با طرحوارهها |
|
جلسۀ چهارم |
فرمولبندی و شناسایی |
فرمولبندی موردی اعضا (مشکلات فعلی، الگوی تکرارشونده و مرتبط، نیازهای کودکی، محیط اولیه، برانگیزانها و عوامل زیستی) شناسایی طرحوارهها و ذهنیتها ظرفیت بزرگسال سالم |
وارسی نحوۀ برآوردهشدن نیازها در کودکی، نوجوانی و حال استفاده از فلشکارت ذهنیتهای طرحوارهای (طباطباییفر، 1401) نمودار دایرهای ذهنیت- طرحواره
|
|
جلسۀ پنجم |
آگاهی از ذهنیتهای مقابلهای |
شناسایی رفتارهای ذهنیتهای مقابلهای موقعیتهای برانگیزانندۀ ذهنیت افکار، احساسات، حسهای بدنی، خاطرات، نشانههای اصلی، طرحوارهها و نیازها |
ارزیابی نیازها «آیا نیازهایم از طریق رفتارم برآورده میشوند؟» صندلی گفتوگو بررسی مزایا و معایب ذهنیت |
|
جلسۀ ششم |
آگاهی از ذهنیتهای والد |
معرفی ذهنیتهای والد پرتوقع، سرزنشگر، القاگر گناه و القاگر ترس شناخت پیامهای اصلی والد شناسایی تحریفهای شناختی والد شناخت باورهای محدودکنندۀ انتخاب همسر و انتظارات از ازدواج |
رسم صورتک صدای والد تصویرسازی انداختن صدای والد در قوطی |
|
جلسۀ هفتم |
پرورش ذهنیت بزرگسال سالم |
بررسی ظرفیت بزرگسال سالم معرفی ارزشها و اهداف رفتار قاطعانه روشهای مواجهه، فاصلهگرفتن و خودمراقبتی |
نیرومندکردن دسترسی به بزرگسال سالم |
|
جلسۀ هشتم |
کار روی ذهنیت کودک عصبانی و کودک تکانشی |
شناسایی نیازها و طرحوارههای مربوط به این ذهنیت بازی با خشم و ابراز سالم خشم با استفاده از بازی جوجهتیغی و بادکنک |
بازی بادکنک، جوجهتیغی و آره و نه |
|
جلسۀ نهم |
آگاهی از ذهنیت کودک آسیبپذیر |
تصویرسازی کودک تنها در خیابان بررسی احساسات، حسهای بدنی، افکار، خاطرات و نیازهای کودک آسیبپذیر آموزش شفقت و مهرورزی به خود |
اجرای مهرورزی به خود در راستای التیام ذهنیت کودک آسیبپذیر |
|
جلسۀ دهم |
هدایت ذهنیت کودک آسیبپذیر با والد خوب |
جایگزینکردن پیام والد خوب با صداهای والد سرزنشگر، پرتوقع، القاگر ترس و گناه نوشتن پیغامهای والد خوب برای یکدیگر |
کار تجربی با تغییر ذهنیتها ایفای نقش ذهنیت والد ناکارآمد مقابل ذهنیت کودک آسیبپذیر و بزرگسال سالم میان آنها |
|
جلسۀ یازدهم |
تقویت ذهنیت کودک شاد |
بازی و تفریح تصویرسازی مغازۀ بستنیفروشی صندوقچۀ گنج |
تصویرسازی مغازۀ بستنیفروشی نمودار دایرهای ذهنیت- طرحواره |
تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده از طریق آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره[26] و تکمتغیره[27] با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخۀ 25 انجام شد.
یافتهها
پس از تجزیهوتحلیل دادههای گردآوریشده، نتایج اطلاعات جمعیتشناختی شرکتکنندگان نشان داد میانگین سنی آزمودنیهای گروه آزمایش ۱۱/۵ ± ۸۷/۲۳ و گروه کنترل ۱۲/۳ ± ۲۷/۲۴ بود. علاوه بر این، حداقل و حداکثر سن آزمودنیها در گروه آزمایش به ترتیب ۱۹ و ۳۵ و در گروه کنترل ۲۰ و ۳۱ بود. همچنین، از میان ۱۵ شرکتکننده در گروه آزمایش، ۸ نفر (۷/۲۶٪) دانشجوی کارشناسی، ۴ نفر (۳/۲۳٪) دانشآموختۀ کارشناسی، ۲ نفر (۷/۶٪) دانشجوی کارشناسیارشد و ۱ نفر (۳/۳٪) دانشآموختۀ کارشناسیارشد بودند. از میان ۱۵ شرکتکننده در گروه کنترل نیز، ۴ نفر (۳/۱۳٪) دانشجوی کارشناسی، ۱ نفر (۳/۳٪) دانشآموختۀ کارشناسی، ۵ نفر (۷/۱۶٪) دانشجوی کارشناسیارشد و ۵ نفر (۷/۱۶٪) دانشآموختۀ کارشناسیارشد بودند.
همچنین، پس از تحلیل توصیفی دادههای پژوهش، میانگین و انحراف معیار نمرات فرایند تداوم و جبران طرحوارهها (در همسرگزینی)، انتظارات واقعگرایانه، ایدهآلگرایانه و بدبینانه در دو گروه آزمایش و کنترل در دو مرحلۀ پیشآزمون و پسآزمون به دست آمد که در جدول (2) گزارش شده است.
جدول 2: میانگین و انحراف معیار نمرات متغیرها در دو گروه آزمایش و کنترل
Table 2: Mean and standard deviation of variable scores in two experimental and control groups
|
زمان اندازهگیری |
متغیر |
گروه آزمایش |
گروه کنترل |
||
|
میانگین |
انحراف استاندارد |
میانگین |
انحراف استاندارد |
||
|
پیشآزمون |
جبران طرحوارهها |
01/18 |
06/1 |
78/17 |
12/1 |
|
تداوم طرحوارهها انتظارات واقعگرایانه انتظارات ایدهآلگرایانه انتظارات بدبینانه |
06/10 66/67 33/48 40/17 |
58/1 86/7 69/8 54/4 |
86/8 20/68 20/45 00/18 |
00/3 54/6 40/6 29/3 |
|
|
پسآزمون |
جبران طرحوارهها |
68/16 |
19/1 |
40/18 |
54/2 |
|
تداوم طرحوارهها |
72/9 |
94/2 |
95/7 |
32/4 |
|
|
|
انتظارات واقعگرایانه انتظارات ایدهآلگرایانه انتظارات بدبینانه |
20/61 33/40 73/18 |
33/5 48/6 70/1 |
20/66 06/45 33/18 |
58/7 04/6 76/2 |
با توجه به اینکه آزمون فرضیههای این پژوهش نیازمند استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس بود، باید پیشفرضهای لازم، یعنی پیشفرضهای نرمالبودن توزیع نمرات در جامعه (آزمون شاپیرو-ویلک)، تساوی واریانسها (آزمون لوین)، یکسانی شیب خط رگرسیون و پیشفرض برقراری ماتریس کوواریانس رعایت شوند. نتایج حاصل از بررسی این پیشفرضها در ادامه در جدول (3) ارائه شده است.
جدول 3: نتایج آزمونهای شاپیرو-ویلک، لوین، یکسانی شیب خط رگرسیون و ماتریس کوواریانس
Table 3: Results of Shapiro-Wilk, Levene,gradient of line and covariance matrix tests
|
متغیر |
مرحله |
گروه |
شاپیرو -ویلک |
لوین |
یکسانی شیب خط رگرسیون |
ماتریس کوواریانس |
|||||
|
آماره |
معناداری |
آماره |
معناداری |
آماره |
معناداری |
آماره |
معناداری |
||||
|
جبران طرحواره |
پیشآزمون |
آزمایش |
974/0 |
915/0 |
247/2 |
145/0 |
134/0 |
717/0 |
52/2 |
054/0 |
|
|
کنترل |
924/0 |
223/0 |
|||||||||
|
پسآزمون |
آزمایش |
90/0 |
094/0 |
||||||||
|
کنترل |
838/0 |
012/0 |
|||||||||
|
تداوم طرحواره |
پیشآزمون |
آزمایش |
888/0 |
063/0 |
547/1 |
224/0 |
655/0 |
426/0 |
|||
|
کنترل |
774/0 |
002/0 |
|||||||||
|
پسآزمون |
آزمایش |
663/0 |
001/0 |
||||||||
|
کنترل |
759/0 |
001/0 |
|||||||||
|
انتظارات واقعگرایانه |
پیشآزمون |
آزمایش |
971/0 |
865/0 |
629/1 |
212/0 |
045/3 |
093/0 |
52/0 |
794/0 |
|
|
کنترل |
938/0 |
353/0 |
|||||||||
|
پسآزمون |
آزمایش |
962/0 |
721/0 |
||||||||
|
کنترل |
971/0 |
867/0 |
|||||||||
|
انتظارات ایدهآلگرایانه |
پیشآزمون |
آزمایش |
932/0 |
288/0 |
862/3 |
059/0 |
814/3 |
062/0 |
|||
|
کنترل |
950/0 |
53/0 |
|||||||||
|
پسآزمون |
آزمایش |
958/0 |
657/0 |
||||||||
|
کنترل |
920/0 |
193/0 |
|||||||||
|
انتظارات بدبینانه |
پیشآزمون |
آزمایش |
929/0 |
262/0 |
542/2 |
122/0 |
791/3 |
069/0 |
|||
|
کنترل |
946/0 |
463/0 |
|||||||||
|
پسآزمون |
آزمایش |
901/0 |
1/0 |
||||||||
|
کنترل |
914/0 |
157/0 |
|||||||||
همانطور که در جدول (3) مشاهده میشود، در آزمون شاپیرو-ویلک فرض صفر مبنی بر نرمالبودن توزیع نمرات در بیشتر متغیرهای پژوهش برقرار است، اما با توجه به برابری تعداد افراد در گروهها، عدم نرمالبودن توزیع دادهها در برخی از متغیرهای پژوهش نتایج تحلیل کواریانس را تحت تأثیر قرار نمیدهد. همچنین، نتایج آزمون لوین نشان میدهد بین واریانس گروهها در هیچ کدام از متغیرها در دو گروه تفاوتی معنادار وجود ندارد و واریانس گروهها با هم برابر است. از این رو، پیشفرض تساوی واریانسها برای کلیۀ متغیرها رعایت شده است. نتایج آزمون شیب خط رگرسیون هم بیانگر آن است که تعامل بین شرایط آزمایشی و متغیر همپراش در هیچ کدام از متغیرها معنادار نیست (05/0<P) ؛ یعنی شیب خط رگرسیون برای همۀ شرایط آزمایشی یکسان است و خطوط رگرسیونی یکدیگر را قطع نمیکنند. از این رو، پیشفرض یکسانی شیب خط رگرسیون برای کلیۀ متغیرها رعایت شده است. همچنین، فرضیۀ یکسانبودن کوواریانس گروهها در مؤلفههای فرایند تداوم و جبران طرحوارهها (در همسرگزینی) و انتظارات از ازدواج تأیید شده است (05/0>P). بنابراین، به نظر میرسد میتوان فرضیههای پژوهش را بر اساس روش تحلیل کواریانس تحلیل کرد که در ادامه، این یافتهها برای هر یک از فرضیههای پژوهش به تفکیک بیان میشود.
برای بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران و تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) و معناداربودن تفاوت ایجادشده در نمرات پسآزمون گروه آزمایش، از آزمون تحلیل کوواریانس یتکمتغیره استفاده شد. نتایج این آزمون در جدول (4) قابل مشاهده است.
جدول 4: نتایج تحلیل کوواریانس تکمتغیرۀ طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران و تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی)
Table 4: The results of univariate analysis of covariance of schema mode therapy on the compensation and perpetuation process of schemas (in mate selection)
|
|
منبع |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
F |
سطح معناداری |
مجذور اتا |
توان آماری |
|
|
پیشآزمون |
52/18 |
1 |
52/18 |
45/5 |
027/0 |
16/0 |
61/0 |
|
جبران طرحوارهها |
گروه |
397/26 |
1 |
397/26 |
76/7 |
01/0 |
22/0 |
76/0 |
|
|
خطا |
76/91 |
27 |
39/3 |
|
|
|
|
|
|
کل |
93/9366 |
30 |
|
|
|
|
|
|
تداوم طرحوارهها |
پیشآزمون گروه خطا کل |
07/6 01/16 95/376 64/2752 |
1 1 27 30 |
07/6 01/16 96/31 |
435/0 147/1 |
515/0 294/0 |
016/0 041/0 |
098/0 178/0 |
بر اساس نتایج جدول (4)، مشاهده میشود بین دو گروه در نمرات فرایند جبران طرحوارهها (در همسرگزینی) تفاوتی معنادار وجود دارد (05/0>P)؛ به طوری که طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار باعث کاهش میانگین نمرات فرایند جبران طرحوارهها (در همسرگزینی) شده است. در این تحلیل پیشآزمون کنترل شده است. همچنین، نتایج جدول بالا نشان میدهد تفاوت بین میانگین باقیماندۀ نمرات فرایند جبران طرحوارهها (در همسرگزینی) در دو گروه آزمایش و کنترل پس از مهار تأثیر پیشآزمون معنادار است (05/0>P) که میزان این تأثیر گروهی 22/0 به دست آمد. به عبارت دیگر، نزدیک به 22 درصد از تفاوتهای ایجادشده در متغیر وابسته به تأثیر متغیر مستقل مربوط است. توان آماری 76/0 نیز نشاندهندۀ کفایت حجم نمونه و پایینبودن خطای نوع دوم است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت فرضیۀ پژوهش تأیید شده است. به عبارت دیگر، طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران طرحوارهها (در همسرگزینی) تأثیر دارد. همچنین، بین دو گروه در نمرات تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) تفاوتی معناداری وجود ندارد (05/0>P)؛ به طوری که طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار تأثیری بر تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) نداشته است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت فرضیۀ پژوهش رد شده است. به عبارت دیگر، طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) تأثیر ندارد.
همچنین، به منظور بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر مؤلفههای انتظار از ازدواج (واقعگرایانه، ایدهآلگرایانه و بدبینانه) و معناداربودن تفاوت ایجادشده در نمرات پسآزمون گروه آزمایش، از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. در همین راستا، فرضیۀ یکسانبودن کوواریانس گروهها در سطح 05/0 تأیید شده است (05/0>P). نتایج این آزمون در جدول (5) قابل مشاهده است.
جدول 5: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیره در بررسی اثربخشی طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر مؤلفههای انتظار از ازدواج
Table 5: The results of multivariate covariance analysis in examining the effectiveness of schema mode therapy on the components of marriage expectations
|
نام آزمون |
مقدار |
آمارۀ F |
Df فرضیه |
Df خطا |
سطح معناداری |
اتا |
توان |
|
اثر پیلایی |
257/0 |
99/2 |
3 |
26 |
049/0 |
257/0 |
63/0 |
|
لامبدای ویلکس |
743/0 |
99/2 |
3 |
26 |
049/0 |
257/0 |
63/0 |
|
اثرهتلینگ |
345/0 |
99/2 |
3 |
26 |
049/0 |
257/0 |
63/0 |
|
بزرگترین ریشۀ روی |
345/0 |
99/2 |
3 |
26 |
049/0 |
257/0 |
63/0 |
با توجه به جدول بالا، مشاهده میشود سطح معناداری همۀ آزمونها کمتر از 05/0 است که بیانگر آن است که دو گروه آزمایش و گواه دستکم در یکی از مؤلفههای انتظار از ازدواج تفاوتی معنادار داشتهاند. در ادامه، جدول (6) نتایج تحلیل واریانس تکمتغیره در متن مانکوا را بر روی مؤلفههای انتظار از ازدواج نشان میدهد.
جدول 6: نتایج تحلیل واریانس تکمتغیره در متن مانکوا روی مؤلفههای انتظار از ازدواج
Table 6. Results of univariate analysis of variance in Mancova text on the components of marriage expectation
|
متغیر |
مجموع مجذورات |
درجۀ آزادی |
میانگین مجذورات |
آمارۀ F |
سطح معناداری |
مجذور اتا |
توان |
|
انتظارات واقعگرایانه |
83/300 |
1 |
83/300 |
45/5 |
027/0 |
16/0 |
61/0 |
|
انتظارات ایدهآلگرایانه |
7/218 |
1 |
7/218 |
18/5 |
031/0 |
15/0 |
59/0 |
|
انتظارات بدبینانه |
2/1 |
1 |
2/1 |
227/0 |
638/0 |
008/0 |
075/0 |
جدول بالا نشان میدهد با توجه به اینکه سطح معناداری از 05/0 کمتر است، اثربخشی طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر انتظارات واقعگرایانه و انتظارات ایدهآلگرایانه معنادار بوده است (05/0>P). با توجه به مجذور اتا، میتوان گفت مقدار این اندازه اثر در انتظارات واقعگرایانه 16 درصد و در انتظارات ایدهآلگرایانه 15 درصد بوده است. سایر نتایج نشان میدهد طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر انتظارات بدبینانه معنادار نبوده است (05/0>P).
بحث و نتیجهگیری
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران و تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) و انتظار از ازدواج دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج شهر اصفهان بود. یافتهها حاکی از تأثیر معنادار طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران طرحوارهها (در همسرگزینی) و عدماثربخشی آن بر فرایند تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) بود. مرور ادبیات پژوهش حاکی از عدم وجود پژوهشی بود که اثربخشی طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند جبران و تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) را بررسی کند. با این حال، نتایج پژوهش خسروی و همکاران (۱۳۸۷) و مردانی و همکاران (1398) تا حدی با پژوهش حاضر همسویی داشت.
یافتههای پژوهش حاضر حاکی از تأثیر معنادار طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر مؤلفههای انتظارات ایدهآلگرایانه و واقعگرایانه بود، اما بر مؤلفۀ انتظارات بدبینانه تأثیری معنادار نداشته است. نتایج پژوهش شیری و همکاران (1395)، سیلابخوری (1398)، فتحالهزاده و همکاران (1399)، پاکنژاد و همکاران (1399)، فریدونپور و همکاران (1399)، مختاری و همکاران (1400)، مختاری و همکاران (1401)، با یافتۀ این فرضیه تقریباً همراستاست.
مطابق تعاریف ارائهشده، انتظارات واقعبینانه به توقعاتی در حیطههای برابری، توافق و صمیمیت اشاره دارد که همخوانی بیشتری با واقعیتها و حقایق زندگی دارد (روشنی و همکاران، 1394) و انتظارات ایدهآلگرایانه در حیطههای برابری، توافق و صمیمت انتظاراتی را در بر میگیرد که با ایدهآلسازی رابطۀ زناشویی مرتبط است. برای مثال، توانایی همسر در ذهنخوانی و انجام امور پسندیده، انتظار تغییردادن همسر، انتظار از حل سریع مشکلات یا دائمیبودن بعضی از جوانب زندگی زناشویی برخی از این انتظارات ایدهآلگرایانه هستند (عربزاده و جوکار کمالآبادی، ۱۳۹۵).
در تبیین تأثیر طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر انتظارات ایدهآلگرایانه و واقعگرایانه، میتوان گفت انتظارات و توقعات ایدهآلگرایانه از ویژگیهای همسر، نقشهای او و رابطۀ زناشویی آینده ناشی از بهکارگیری سبک مقابلهای تسلیم در برابر طرحوارۀ معیارهای سرسختانه یا بهکارگیری سبک مقابلهای جبران افراطی در برابر طرحوارۀ نقص و شرم است. همچنین، بر اساس الگوی ذهنیتها، میتوان بیان کرد انتظارات سطح بالا و غیرواقعی به دلیل فعالشدن ذهنیتهای کودک آسیبپذیر ناقص، والد پرتوقع و سرزنشگر و ذهنیتهای مقابلهای تسلیم یا جبران افراطی به وجود میآید. از این رو، با توجه به اینکه در جلسات درمانی ابتدا شرکتکنندگان نسبت به طرحوارهها و ذهنیتهای خود و تأثیر این طرحوارهها بر انتظارات و توقعات زناشویی بعد از ازدواج آگاهی یافتند و پس از آن، اجرای تمرینات شناختی (بررسی مزایا و معایب، تحریفهای شناختی و چالش با آنها)، تجربی (صندلی گفتوگو، تصویرسازی ذهنی) و رفتاری (آموزش مهارتهای جدید) توانست در راستای تعدیل طرحوارهها و ذهنیتهای طرحوارهای کمککننده باشد، این فرضیه معنادار شد (سرشوقی، 1402).
همانگونه که بیان شد، انتظارات بدبینانه مربوط به مسائل و مشکلاتی است که مورد انتظار و پیشبینیشده توسط افراد در ازدواج است. در این نوع انتظار از ازدواج، فرد انتظاراتی غیرواقعبینانه در رابطه با ناکارآمدی رابطۀ زناشویی در آینده مانند همسرآزاری، طلاق، تعارضات زناشویی و طاقتفرسابودن اقتضائات زندگی دارد. چنین انتظارات بدبینانهای بر رفتارها، احساسات و نحوۀ تفکر افراد تأثیر میگذارد و نقش همسر را تعیین میکند (خوشنویس و همکاران، ۱۳۹۶). این امر میتواند ناشی از طرحوارههای ناسازگاری همچون منفیگرایی/ بدبینی، بیاعتمادی/ بدرفتاری، رهاشدگی، محرومیت هیجانی و شکست باشد. برای مثال، فردی که دارای طرحوارۀ رهاشدگی است و انتظار طردشدن از جانب همسرش را دارد، در رابطۀ زناشویی خود طوری رفتار خواهد کرد که باعث میشود رفتارها و پاسخهای طردکننده از جانب همسر خود دریافت کند. فردی که طرحوارۀ شکست دارد، مدام از شکست در ازدواج و خیانت همسر هراس دارد و با امتحانکردن مداوم همسر خود ممکن است او را از ادامۀ رابطه دلزده کند.
همچنین، فعالشدن ذهنیتهایی همچون ذهنیت کودک آسیبپذیر (بدرفتاریشده، رهاشده و محروم)، ذهنیت والد سرزنشگر و القاگر ترس و ذهنیتهای مقابلهای تسلیمشدۀ مطیع و اجتنابی که ناشی از طرحوارههای زیربنایی و پاسخهای مقابلهای مربوط به آن است نیز میتواند عامل وجود چنین دیدگاهی برای افراد باشد. با توجه به اینکه بیشتر طرحوارههای مربوط به انتظارات بدبینانه مربوط به حوزۀ بریدگی و طرد هستند و این حوزه مهمترین حوزۀ طرحواره است و طرحوارههای آن از نوع طرحوارههای غیرشرطی هستند، میتوان گفت یکی از دلایل معنادارنشدن طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر این مؤلفه مقاومت بیشتر طرحوارههای مربوط به این حوزه در مقایسه با سایر حوزهها نسبت به درمان است. همچنین، با توجه به مبانی نظری، ریشۀ ایجاد چنین طرحوارههایی میتواند برآوردهنشدن نیازهای اساسی بنیادین، الگوگیری و ادراک فرد از تعارضات والدین و شرایط اجتماعی و فرهنگی باشد. از نظر فرهنگی در جامعۀ ایرانی، معمولاً عروس مشکلات بیشتری با خانوادۀ شوهر دارد و خانوادۀ عروس پذیرش بیشتری نسبت به داماد دارند. به همین دلیل، دختران بیش از پسران انتظار دارند که با خانوادۀ همسر دچار تعارض شوند یا بیشتر از پسران انتظار خیانت از سمت همسرشان یا بیمهری و کمتوجهی از سوی آنها را دارند که این مسئله برای پسران اهمیت کمتری دارد (رفیعی و همکاران، ۱۳۹۴). همچنین، از نظر فرهنگی، مرد به عنوان قدرت مافوق و زن به عنوان مغلوب و بازنده شناخته شده است (خوشنویس و همکاران، ۱۳۹۶) که این نوع باورها و مسائل به انتظارات بدبینانۀ دختران نسبت به ازدواج دامن زده است و موجب شده است رویکرد طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار توان تأثیرگذاری بر انتظارات بدبینانۀ دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج را نداشته باشد.
در تبیین اثرگذاری طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر کاهش گرایش به فرایند جبران طرحوارهها (در همسرگزینی) نیز میتوان گفت سبک مقابلهای جبران افراطی به طور نیمهانطباقی عمل میکند و در بعضی از موقعیتها شیوهای مؤثر محسوب میشود. در واقع، فردی که در سبک جبران افراطی در حال جنگیدن با طرحوارهاش است و قصد تغییر آن را دارد، هرچند با روشهای نادرست، معمولاً انعطافپذیری بیشتری در تغییر سبک مقابلهای خود، نسبت به فردی که سبک مقابلهای او تسلیم است، دارد. همچنین، میتوان گفت با توجه به اینکه طرحوارهدرمانی بر تغییر سبکهای مقابلهای شکلگرفته در دوران کودکی تأکید میکند و تأثیرگذاری آن در فرایند انتخاب همسر و تصمیمگیری برای ازدواج را تبیین میکند و نسبت به جایگزینکردن الگوهای شناختی و رفتاری کارآمدتر و جدیدتر بهجای راهبردها و سبکهای مقابلهای ناسازگار قدیمی اهتمام میورزد (امانی و همکاران، 1390)، فرصتی را برای بهبود سبک مقابلهای جبران افراطی در همسرگزینی و انتخاب همسری مناسب فراهم میآورد.
با توجه به اینکه در این پژوهش تمرکز اصلی بر تغییر ذهنیتهای طرحوارهای بود، از فنون شناختی، رفتاری و تجربی برای تغییر ذهنیتهای ناکارآمد و از جمله ذهنیتهای مقابلهای جبران افراطی استفاده شد. برای مثال، در تکنیکهای شناختی مزایا و معایب ذهنیتهای مقابلهای جبران افراطی بررسی شدند. همچنین، در قسمت تکنیکهای تجربی، تکنیک گفتوگوی صندلیها بررسی شد و در بخش تکنیکهای رفتاری نیز شرکتکنندگان یاد گرفتند بهجای استفاده از ذهنیتهای مقابلهای ناکارآمد، ذهنیت کارآمد بزرگسال سالم را درون خود تقویت کنند و بر اساس آن، رفتارهایی جدید و سازگارانهتر را طراحی و اجرا کنند تا از این طریق در فرایند انتخاب همسر نیز با آگاهی بیشتری عمل کنند (سرشوقی، 1402).
یافتۀ دیگر پژوهش حاکی از آن بود که طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند تداوم طرحوارهها (در همسرگزینی) تأثیر ندارد. در تبیین این یافته میتوان گفت مفهوم «جذابیت طرحوارهای» بیان میکند افراد معمولاً در انتخاب همسر بر اساس طرحوارههایشان عمل میکنند؛ زیرا معمولاً تمایل دارند هیجانات و شرایط استرسآور آشنای دوران کودکیشان را مجدداً در بزرگسالی تجربه کنند (سیموئه-دی فرانچسکو و همکاران، 2015/1401). این امر موجب میشود همچنان در یک رابطۀ ناکارآمد باقی بمانند و نتوانند طرحوارههای خود را بهبود بخشند؛ زیرا در چنین روابطی، فرد از فرایند تداوم طرحواره استفاده میکند و تداوم طرحواره فرایندی است که در آن، از طریق تحریفهای شناختی و الگوهای رفتاری خودآسیبرسان، طرحوارههای ناسازگار اولیه تقویت میشوند؛ به این صورت که در تحریف شناختی، اطلاعات همخوان و سازگار با طرحواره برجستهسازی و اطلاعات ناهمخوان و ناسازگار کمینهسازی میشوند (Muris, 2006) و در سطح رفتاری نیز از طریق الگوهای رفتاری خودآسیبرسان تداوم پیدا میکنند که در محیط اولیۀ کودکی کارآمد بوده و بهمرور زمان کارایی خود را از دست دادهاند (خسروی و همکاران، ۱۳۸۷). برای مثال، فردی که طرحوارۀ وابستگی/ بیکفایتی دارد، در صورتی که همسر خود را بر اساس فرایند تداوم طرحواره انتخاب کند و به عبارت دیگر، تسلیم طرحوارۀ خود شود، همسری را انتخاب میکند که تمام مسئولیتها و تصمیمهای زندگی روزمره را به عهده بگیرد و از این طریق باعث تداوم طرحوارۀ خود میشود.
در ادامه، باید گفت با توجه به اینکه تمرکز این پژوهش بر ذهنیتهای طرحوارهای بوده است، فرایند تداوم طرحواره را باید به ذهنیت مقابلهای تسلیمشدۀ مطیع مربوط کرد؛ زیرا وقتی فرد ذهنیت مقابلهای غالب تسلیمشدۀ مطیع داشته باشد، معمولاً تسلیم طرحواره یا پیامهای والد ناکارآمد است و از این طریق در فرایند انتخاب همسر نیز فردی را انتخاب میکند که طرحوارهاش را بیش از پیش تأیید کند. در تبیین اثربخشنشدن طرحوارهدرمانی ذهنیتمدار بر فرایند تداوم طرحواره در همسرگزینی، میتوان گفت با توجه به اینکه افراد وقتی در ذهنیت تسلیمشدۀ مطیع و به عبارتی، تداوم طرحواره قرار دارند، معمولاً منفعلانه رفتار میکنند و منعطف نیستند. تغییردادن این ذهنیت ممکن است به قدری دشوارتر از تغییر ذهنیتهای مقابلهای جبران افراطی یا فرایند جبران طرحواره باشد؛ زیرا به نظر میرسد در فرایند جبران طرحواره، افراد در تلاش برای برطرفکردن کمبودهای خود با طرحوارههایشان میجنگند و ممکن است انعطاف بیشتری داشته باشند. از این رو، احتمالاً نیاز به جلسات بیشتری برای تغییر استفاده از فرایند تداوم طرحواره (در همسرگزینی) وجود دارد (سرشوقی، 1402).
با توجه به اینکه این پژوهش صرفاً در میان دختران در مرحلۀ پیش از ازدواج شهر اصفهان انجام شد، باید جوانب احتیاط را در تعمیم یافتههای این پژوهش به سایر نمونههای متفاوت رعایت کرد. همچنین، تصادفینبودن نمونهگیری یکی از محدودیتهای این پژوهش بود. در نتیجه، پیشنهاد میشود سایر پژوهشگران این نوع پژوهش را روی پسران در مرحلۀ پیش از ازدواج و در سایر شهرها و فرهنگها به صورت نمونهگیری تصادفی اجرا کنند.
از آنجا که یکی از معیارهای ورود این پژوهش نداشتن سابقۀ ازدواج بود، پیشنهاد میشود این نوع پژوهش روی افرادی که قصد ازدواج مجدد دارند نیز اجرا شود. همچنین، پیشنهاد میشود در مراکز آموزشی و خدماتی روانشناختی مختلفی همچون فرهنگسراها، بهزیستی، مراکز مشاوره، مرکز تخصصی خانواده و دانشگاهها، برنامههای آموزشی پیش از ازدواج بر اساس طرحوارهها و ذهنیتها، شناخت انتظارات غیرواقعبینانه از ازدواج و فرایندهای طرحوارهای در انتخاب همسر به منظور آگاهیافزایی جوانان برای انتخاب همسر مناسب اجرا شود.
تشکر و قدردانی
در نهایت، از تمامی شرکتکنندگان در این پژوهش و همۀ افرادی که در اجرای پژوهش همکاری داشتند، صمیمانه تشکر و قدردانی میشود.
[1] Marriage
[2] Early maladaptive schemas
[3] Emotional deprivation
[4] Mistrust
[5] Defectiveness/Shame
[6] Abandonment
[7] Self-sacrifice
[8] Subjugation
[9] Unrelentingstandards
[10] Enmeshment/Undeveloped self
[11] Approval-Seeking/Recognition-Seeking
[12] Punitiveness
[13] Entitlement
[14] Dependence/Alienation
[15] Marriage Expectation
[16] Schema Mode Therapy
[17] Child modes
[18] Parent modes
[19] Maladaptive coping modes
[20] Healthy adult mode
[21] Perpetuation process
[22] Compensation process
[23] Mate Selection Inventory
[24] Jeffrey Young
[25] Marriage Expectation Scale
[26] MANCOVA
[27] ANCOVA