<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های علوم شناختی و رفتاری</title>
    <link>https://cbs.ui.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های علوم شناختی و رفتاری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 21 Mar 2027 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 21 Mar 2027 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر انعطاف‌پذیری شناختی و فعالیت بدنی در زنان چاق مراجعه‌کننده به باشگاه‌های بدنسازی</title>
      <link>https://cbs.ui.ac.ir/article_30492.html</link>
      <description>هرچند چاقی با پیامدهای روانی و جسمی همراه است، کمّیت و کیفیت این پیامدها، به ویژه پیامدهای روان‌شناختی، به دیدگاه فرد نسبت به چاقی و ظاهر جسمانی بستگی دارد؛ بنابراین، سوگیری‌های شناختی در خصوص ظاهر جسمانی ممکن است تشدیدکنندۀ پیامدهای جسمانی و روان‌شناختی چاقی باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر فیزیکی بر انعطاف‌پذیری شناختی و فعالیت بدنی در زنان چاق مراجعه‌کننده به باشگاه‌های بدنسازی انجام شد. جامعة آماری این پژوهش که به صورت نیمه‌آزمایشی و با استفاده از طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل انجام شد، زنان چاق مراجعه‌کننده به باشگاه‌های بدنسازی شیراز در نیمۀ نخست سال ۱۴۰1 بودند. از جامعة آماری یادشده، ۴۰ نفر به‌ صورت هدفمند انتخاب شدند و با استفاده از روش گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام 20 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت مداخلۀ اصلاح سوگیری شناختی با نرم‌افزار دات ‌پروب قرار گرفت و گروه کنترل در فعالیت‌های عادی باشگاه شرکت داشت. داده‌ها با پرسشنامه‌های انعطاف‌پذیری شناختی (CFI) و فعالیت بدنی (IPAQ) جمع‌آوری و با تحلیل کوواریانس در SPSS-22 تحلیل شدند. نتایج این پژوهش نشان داد مداخلة اصلاح سوگیری شناختی به طرزی معنادار موجب افزایش انعطاف‌پذیری شناختی و فعالیت بدنی در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (05/0&amp;amp;gt;P). با توجه به اثربخشی اصلاح سوگیری شناختی نسبت به ظاهر بدنی بر افزایش انعطاف‌پذیری شناختی و فعالیت‌های بدنی، این نوع مداخلات را می‌توان در کنار مداخلات رفتاری و درمانی معطوف به کاهش وزن و کاهش یا حذف پیامدهای روان‌شناختی چاقی به کار برد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر آموزش مستقیم، مناظره و بازی آموزشی بر ارتقای مهارت استدلال‌ورزی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://cbs.ui.ac.ir/article_30583.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مستقیم، مناظره و بازی آموزشی بر تقویت مهارت استدلال‌ورزی دانش‌آموزان بود. این پژوهش با روش شبه‌آزمایشی و طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون با یک گروه انجام شد. جامعۀ پژوهش شامل دانش‌آموزان پایۀ هشتم یک مدرسه در شهر بندرعباس در سال تحصیلی 1404-۱۴۰3 بود. نمونۀ پژوهش به‌ صورت در دسترس انتخاب شد و شامل یک کلاس ۲۴نفره بود. داده‌ها از طریق یک پرسشنامۀ باز تک‌پرسشی گردآوری شد که روایی آن به تأیید متخصصان رسید و پایایی آن با آلفای کرونباخ (81/0) و میزان توافق ارزیابان (68/0) محاسبه شد. به ‌منظور سنجش مهارت استدلال‌ورزی، پاسخ‌ها بر اساس چهار مؤلفۀ اصلی استدلال‌ورزی از دیدگاه الدر و پاول شامل وضوح، ساختار منطقی، توان اقناع و انسجام امتیازدهی شدند. همچنین، به ‌منظور تحلیل پاسخ‌ها، فراوانی انواع مغالطات رایج شامل دلایل احساسی، تعمیم شتاب‌زده، حمله به شخص، توسل به پرسش‌های جهت‌دار و توسل به اکثریت استخراج شد. یافته‌های پیش‌آزمون نشان داد سطح استدلال‌ورزی دانش‌آموزان معادل ۴۳ درصد است و استفاده از مغالطات به طرزی قابل ملاحظه مشاهده می‌شود. پس از اجرای مداخلات آموزشی، داده‌ها با استفاده از آزمون t زوجی، آزمون ویلکاکسون و شاخص اندازۀ اثر تحلیل شدند. نتایج پس‌آزمون حاکی از بهبود معنادار مهارت استدلال‌ورزی، افزایش میانگین نمره به ۵۰ درصد و کاهش چشمگیر فراوانی مغالطات بود. یافته‌های پژوهش نشان داد مداخله‌های آموزشی می‌توانند به طور مؤثر بر افزایش توانایی استدلال‌ورزی دانش‌آموزان تأثیرگذار باشند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>The comparison of Anxiety, Social skills and Social acceptance in children with ADHD, SLD and TD: insights into behavioral and emotional challenges</title>
      <link>https://cbs.ui.ac.ir/article_30534.html</link>
      <description>This study compared anxiety levels, social skills, and social acceptance in children with ADHD, SLD, and TD. Ninety children, including 30 TD, 30 ADHD, and 30 SLD, were selected by purposive sampling. All three groups were evaluated using Spence’s Child Anxiety Scale, Ford and Robin’s Social Acceptance Scale, and Gresham and Elliott’s Social Skills Grading Scale. The data were analyzed by MANOVA and post-hoc tests. Findings showed significant differences between the TD group and the ADHD and SLD groups across various components of anxiety. The ADHD and SLD groups also showed performance differences. The TD group had significantly lower anxiety scores than the ADHD group, with the SLD group showing the highest anxiety. In Separation Anxiety, the ADHD group scored the highest. No significant differences were found in Fear of Physical Harm, Obsessive-Compulsive, and Panic-Agoraphobia subscales. Both the TD and SLD groups scored higher than the ADHD group in cooperation, assertiveness, self-control, and total social skills. The TD group had the highest social acceptance, followed by SLD, then ADHD. These findings can have implications for the assessment and treatment of these groups of children.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخه فارسی پرسشنامه هویت مجازی کاربران شبکه‌های اجتماعی</title>
      <link>https://cbs.ui.ac.ir/article_30337.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی‌های روان‌سنجی نسخۀ فارسی پرسشنامۀ هویت مجازی کاربران شبکه‌های اجتماعی اجرا شد. پژوهش از نظر روش توصیفی و از نظر روش گردآوری داده‌ پیمایشی بود. جامعۀ پژوهشی دانشجویان 18 الی 35 سالۀ شهر اصفهان بودند. از بین آنها، 399 نفر (71 مرد و 328 زن) با روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های هویت مجازی کاربران شبکه‌های اجتماعی (VISMU)، قلدری سایبری (CQ)، سرزندگی ذهنی (SVQ) و اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی مبتنی ‌بر موبایل (AMQSN) پاسخ دادند. برای بررسی روایی از روش‌های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و همبستگی پیرسون و برای بررسی پایایی از روش‌ آلفای‌کرونباخ استفاده شد. تحلیل داده‌ها در نرم‌افزارهای SPSS27 و AMOS24 انجام شد. نتایج تحلیل عامل اکتشافی (877/0 = KMO، 33/16893 = Bartlett و 001/0 &amp;amp;gt; p) نشان داد 36 گویه تأیید شدند و در سه مؤلفۀ انجام رفتارهای مورد پسند در فضای مجازی، اعتیاد به فضای مجازی و نمایش خود در فضای مجازی قرار گرفتند و در تحلیل عاملی تأییدی نیز 33 گویه تأیید شدند (078/0 = RMSEA، 89/2 = CMIN/DF). همبستگی مثبت با قلدری مجازی (353/0) و اعتیاد به فضای مجازی (577/0) تأییدکنندۀ روایی همگرا و همبستگی منفی آن با پرسشنامۀ سرزندگی ذهنی (277/0-) مؤید روایی واگرای پرسشنامه بود. آلفای کرونباخ کل مقیاس و مؤلفه‌های انجام رفتارهای مورد پسند در فضای مجازی، اعتیاد به فضای مجازی و نمایش خود در فضای مجازی به ترتیب 89/0، 83/0، 79/0 و 79/0 بود. با توجه به تأیید شاخص‌های روایی و پایایی پرسشنامۀ یادشده، می‌توان از آن برای سنجش وضعیت کابران شبکه‌‌های مجازی استفاده کرد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپندارۀ تحصیلی با نقش میانجی انگیزۀ پیشرفت</title>
      <link>https://cbs.ui.ac.ir/article_30712.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپندارۀ تحصیلی با نقش میانجی انگیزۀ پیشرفت در دانش‌آموزان انجام شد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و برای بررسی روابط بین متغیر‌ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد. جامعۀ آماری پژوهش حاضر شامل همۀ دانش‌آموزان 13 تا 16 سال مقطع متوسطۀ اول شهر سنندج در سال تحصیلی 1403-1404 بود که از میان آنها، تعداد 450 نفر (197 دختر و 253 پسر)، بر اساس قاعدۀ کلاین در مدل معادلات ساختاری و به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع&amp;amp;shy;آوری داده‌ها، از پرسشنامه‌های‌ پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008)، ادراک خدمات مشاور مدرسۀ اوهرت و همکاران (2022)، خودپندارۀ تحصیلی چن و تامپسون (2004) و انگیزۀ پیشرفت هرمانز (1970) استفاده شد. برای تجزیه&amp;amp;shy;و&amp;amp;shy;تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای SPSS‑27 و AMOS‑24 استفاده شد. شاخص‌ها (03/0=RMSEA)، (94/0=CFI)، (95/0=TLI) و (96/0=IFI) نشان داد مدل ساختاری پژوهش از برازشی مطلوب برخوردار بود. اثر مستقیم ادراک خدمات مشاور مدرسه (001/0&amp;amp;gt; p و 238/0=&amp;amp;beta;)، خودپندارۀ تحصیلی (001/0&amp;amp;gt; p و 570/0=&amp;amp;beta;)؛ و انگیزۀ پیشرفت (001/0&amp;amp;gt; p و 641/0=&amp;amp;beta;) بر پایستگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. اثر غیرمستقیم ادراک خدمات مشاور مدرسه (001/0&amp;amp;gt; p و 135/0=&amp;amp;beta;)، و خودپندارۀ تحصیلی (001/0&amp;amp;gt; p و 249/0=&amp;amp;beta;)، بر پایستگی تحصیلی از طریق انگیزۀ پیشرفت نیز معنادار بود. بر مبنای نتایج این پژوهش، ارتقا و تقویت ادراک خدمات مشاور مدرسه و خودپندارۀ تحصیلی زمینه‌ای مناسب برای افزایش انگیزۀ پیشرفت فراهم می‌کند و این فرایند در نهایت به افزایش پایستگی تحصیلی در دانش‌آموزان منجر می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ تأثیر دو مداخلۀ روان‌درمانی بر خودپندارۀ نوجوانان مقیم مراکز شبه‌خانواده: بهزیستی‌درمانی در برابر پذیرش و تعهد وجودنگر</title>
      <link>https://cbs.ui.ac.ir/article_30533.html</link>
      <description>نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست، علاوه بر چالش‌های خاص مرحلۀ نوجوانی، با مشکلات ناشی از فقدان خانواده مواجه هستند که این امر موجب پدیدآمدن آسیب‌های زیادی در این افراد می‌شود. هدف این پژوهش مقایسۀ اثربخشی بهزیستی‌درمانی و درمان پذیرش و تعهد وجودنگر بر خودپندارۀ نوجوانان مقیم مراکز شبه‌خانواده بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی بود و طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری سه‌ماهه اجرا شد. در این مطالعه، 45 نفر از دختران نوجوان 12 تا 18 سال از طریق نمونه‌گیری تصادفی انتخاب و به ‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. سپس، گروه آزمایش بهزیستی‌درمانی تحت هشت جلسه و گروه آزمایش پذیرش و تعهد وجودنگر تحت ده جلسه درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. هر سه گروه قبل، بعد و سه ماه پس از مداخله با پرسشنامۀ خودپندارۀ بک و همکاران (1990) ارزیابی شدند. نتایج نشان داد هر دو مداخلۀ بهزیستی‌درمانی و درمان پذیرش و تعهد وجودنگر تأثیری معنادار بر خودپنداره و مؤلفه‌های آن در نوجوانان مقیم مراکز شبه‌خانوادۀ بهزیستی داشتند (001/0&amp;amp;gt;p). همچنین، نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد میانگین نمرات گروه پذیرش و تعهد وجودنگر در خودپندارۀ کلی، جذابیت جسمانی، توانایی شغلی و مسائل اخلاقی به طرزی معنادار بالاتر از گروه بهزیستی‌درمانی و کنترل بود (001/0&amp;amp;gt;p) و فقط در مؤلفه‌های توانایی ذهنی و مهارت‌های اجتماعی تفاوت بین دو گروه ‌درمانی معنادار نبود و هر دو روش اثربخشی مشابهی نشان دادند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد هر دو رویکرد درمانی بهزیستی‌درمانی و پذیرش و تعهد وجودنگر در بهبود خودپندارۀ نوجوانان مقیم مراکز شبه‌خانواده اثربخش هستند، اما درمان پذیرش و تعهد وجودنگر در برخی از مؤلفه‌های خودپنداره (جذابیت جسمانی، توانایی شغلی و مسائل اخلاقی) برتری قابل ملاحظه‌ای نسبت به بهزیستی‌درمانی و گروه کنترل دارد که این امر لزوم توجه ویژه به این رویکرد را در مداخلات حمایتی از این گروه آسیب‌پذیر برجسته می‌کند.&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;&#13;
&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی بر نشخوار فکری، تفسیرناکارآمد افکار و اضطراب وجودی در افراد مبتلا به اسکرپولوزیتی</title>
      <link>https://cbs.ui.ac.ir/article_30879.html</link>
      <description>اسکرپولوزیتی، شکل مذهبی وسواس فکری–عملی، با نشخوار فکری، تفسیرهای تهدیدآمیز افکار و اضطراب وجودی مشخص می‌شود. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی (MBCT) بر این سه مؤلفه انجام شد. پژوهش به‌صورت شبه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون با گروه کنترل و پیگیری انجام شد. ۴۰ فرد مبتلا به اسکرپولوزیتی به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۱۰ جلسه MBCT سازگارشده با زمینه مذهبی را دریافت کرد. ابزارها شامل پرسشنامه نشخوار فکری، تفسیر ناکارآمد افکار و اضطراب وجودی بود. تحلیل داده‌ها با MANCOVA و ANCOVA و در نرم افزار spss نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد MBCT باعث کاهش معنادار نشخوار فکری، تفسیر ناکارآمد افکار و اضطراب وجودی در پس‌آزمون شد(01/0p&amp;amp;lt;). همچنین اثر درمان در مرحله پیگیری پایداری نسبی خود را حفظ کرد. خرده‌مقیاس‌های اضطراب وجودی شامل معنا، مسئولیت، تنهایی و مرگ نیز کاهش معنادار نشان دادند. اندازه‌های اثر در دامنه متوسط تا بزرگ قرار داشت. درمان شناختی مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌تواند به‌طور مؤثر و نسبتاً پایدار نشخوار فکری، تفسیرهای ناکارآمد افکار و اضطراب وجودی در اسکرپولوزیتی را کاهش دهد. اجرای نسخه‌های سازگار با حساسیت مذهبی می‌تواند اثربخشی این رویکرد را افزایش دهد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
