رابطه سبک‌های فرزند پروری والدین با پرخاشگری نوجوانان شهرستان شبستر

نویسندگان

1 دانشگاه آزاداسلامی، واحد شبستر، گروه علوم تربیتی، شبستر، ایران

2 دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی تهران

3 کارشناسی ارشد مشاوره، مدرس مدعو دانشگاه پیام نور بستان آباد

چکیده

  یکی از عوامل موثر در بروز اختلال‌های رفتاری، عامل خانواده، بویژه الگوی رفتاری والدین است.از این رو، محققان نتیجه گرفته اند که بین بدرفتاری والدین واختلال رفتاری فرزندان ارتباط وجود دارد؛ ارتباطی که می تواند نقش سبک‌های فرزند پروری را در ایجاد مشکلات رفتاری نوجوانان، نظیر پرخاشگری بررسی کند. هدف این پژوهش، بررسی رابطه سبک‌های فرزند پروری با پرخاشگری نوجوانان شهرستان شبستر بوده است. روش: روش تحقیق از نوع همبستگی بوده. نمونه آماری نیز 60 نفر از دانش آموزان شهرستان شبستر بودند؛ که با استفاده از پرسشنامه سبک‌های فرزند پروری"بومریند" و پرخاشگری" اچ.باس و مارک پری" برسی شدند. یافته‌ها: بین سبک دمو کراتیک و پرخاشگری رابطه وجود نداشت. بین سبک دموکراتیک و پرخاشگری فیزیکی رابطه وجود داشت(05/0 p< ).بین سبک دموکراتیک و خصومت رابطه وجود داشت(05/0 p< ).بین سبک دموکراتیک و خشم رابطه وجود داشت(05/0 p< ).بین سبک دموکراتیک و پرخاشگری کلامی رابطه وجود داشت(05/0 p< ).بین سبک سهل‌گیرانه و پرخاشگری رابطه وجود نداشت . بین سبک سهل‌گیرانه و پرخاشگری فیزیکی رابطه وجود نداشت . بین سبک سهل‌گیرانه و خصومت رابطه وجود نداشت . بین سبک سهل‌گیرانه و خشم رابطه وجود نداشت . بین سبک سهل‌گیرانه و پرخاشگری کلامی رابطه وجود نداشت . بین سبک استبدادی و پرخاشگری رابطه وجود نداشت . بین سبک استبدادی و پرخاشگری فیزیکی رابطه وجود نداشت . بین سبک استبدادی و خصومت رابطه وجود نداشت.بین سبک استبدادی و خشم رابطه وجود نداشت. بین سبک استبدادی و پرخاشگری کلامی رابطه وجود نداشت . نتیجه اینکه بهترین روش فرزندپروری برای کاهش پرخاشگری و مؤلفه‌های آن سبک دموکراتیک بود.   

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Relationship between parenting style and adolescents aggression in Shabestar City

نویسندگان [English]

  • A Ahangareanzabi 1
  • P Sharifidramadi 2
  • R Farajzadeh 3
1 Department of Educational, Shabestar Branch, Islamic Azad University, Shabestar,Iran.
2 associate professor, University of Allameh Tabatabaee
3 M.A in Counseling, University of Payam Noor Bostanabad
چکیده [English]

  Introduction: The purpose of this study was to investigate the relationship between parenting ‎ styles and aggression in adolescents of Shabestar city.Method: The sample included sixty ‎ students who ‎ answered. the Baumrind. Parenting. Questionnaire. and.Bass. and.Perry. Aggressive.Questionnaire. ‎ Results: There was no relationship between democratic style and aggression but there was a ‎ significant relationship between physical aggression and democratic style (P

کلیدواژه‌ها [English]

  • parents' rearing styles
  • parents' rearing styles
  • parents' rearing styles
  • aggression

 

خانواده به عنوان یک سیستم اجتماعی شامل گروهی از افراد است که از طریق ازداوج،تولید مثل و پرورش فرزندان باهم زندگی می کنند.این سیستم و سازمان اجتماعی در طول تاریخ،نقشی حیاتی برای رشد و پیشرفت واجتماعی شدن نوع انسان بازی کرده است.خانواده بدون شک مهمترین سازمانی است که بسترساز رشد و رفاه جسمی،روانی و اجتماعی وی به تعادل(فیزیکی،روانی و اجتماعی ) است (موسوی،1383).تحقیقاتی که در زمینه اختلال‌های رفتاری صورت گرفته است، اغلب این نتیجه را در برداشته که اختلال‌های رفتاری بیشتر حاصل نحوه ارتباط والدین با کودک است تا عوامل ارثی و زیستی و محققان نتیجه گرفته اند که بین سوءرفتار والدین و اختلال رفتاری کودک ارتباط وجود دارد واین ارتباط بسیار با اهمیت و نشان دهنده این مطلب است که عامل خانوده و خصوصاً رفتار والدین در دوران کودکی نقش مهمی در بروز اختلال‌های رفتاری در کودکی وبزرگسالی دارد (ظروفی،1380).پرخاشگری از جمله مشکلات رفتاری است که که حاصل خانواده‌های مشکل دار و ساختار ناسالم و ارتباط نامطلوب والدین با فرزندان است و در این خانواده‌ها معمولاً یک محرک استرس زا، مانند اعتیاد پدر، خشونت‌های فیزیکی و کلامی پدر و مادر و رابطه ناسالم اولیا با فرزندان، شیوه‌های رابطه با فرزندان و امثال آن وجود دارد(مایکل[1]وهمکاران،1987). تحقیقات مؤسسه ملی سلامت روانی در ایالات متحده نشان می‌دهد کودکانی که از جانب والدینشان  مورد سوء آزار جسمی و غفلت قرار گرفته بودند، احتمال انجام رفتارهای خشن و خشونت آمیز در آنها خیلی زیاد بوده است (فراهانی،1380). نتایج تحقیقات زیادی بیانگر این است که از لحاظ آماری بین سبک‌های فرزند پروری و مشکلات رفتاری نوجوانان ارتباط معنی‌داری وجود دارد (ارگیز[2]و همکاران، 2006). انگریست[3]و همکاران(1996) بیان نمودند که سبک‌های فرزند پروری در کاهش رفتارهای پرخطر نوجوانان موثر است و نتایج تحقیقات (ویلدرو والت،[4]2002؛اسمال و لاستر[5]،1994)بیانگر این است که والدینی که وقت بیشتری را صرف سرپرستی فرزندانشان می‌کنند، دارای فرزندانی هستند که کمتر به سمت رفتارهای پرخطر و نامناسب متمایل می‌شوند. کاتز و گاتمن[6] (1993) در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند: والدینی که برای حل تعارض‌های خود سبک‌های خصمانه‌ای به کار می‌برند، فرزندانی دارند که دارای نشانه‌های رفتار ضد اجتماعی‌تر هستند (برجعلی، 1380). مطالعات دیگری در این خصوص نشان داده‌اند که جدایی از والدین و ارتباط نامطلوب با فرزندان به طور ناپیوسته و منفی با میزان افسردگی و رفتارهای پرخاشگرانه فرزندان ارتباط داشتند (مارش و باربر[7]،2001). لذا با توجه به مطالب فوق الذکر هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین سبک‌های فرزند پروری والدین (دموکراتیک، استبدادی و سهل‌گیرانه) و پرخاشگری بود. فرضیه‌های زیر قابل تدوین است:

1- بین سبک فرزندپروری دموکراتیک والدین و مؤلفه‌های پرخاشگری نوجوانان (پرخاشگری، پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی،خصومت و خشم) رابطه وجود دارد.

2- بین سبک فرزندپروری سهل گیرانه والدین و مؤلفه‌های پرخاشگری نوجوانان (پرخاشگری،پرخاشگری فیزیکی،پرخاشگری کلامی،خصومت و خشم)رابطه وجود دارد.

3- بین سبک فرزندپروری استبدادی والدین و مؤلفه‌های پرخاشگری نوجوانان (پرخاشگری، پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خصومت و خشم) رابطه وجوددارد.

 

روش

روش تحقیق از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان دبیرستان نمونه شهرستان شبستر در سال تحصیلی  89- 88 تشکیل می‌دادند که بصورت نمونه گیری خوشه ای یکی از مدارس و با استفاده از فرمول کوکران نمونه‌ای به حجم 60 نفر به صورت تصادفی انتخاب گردید. برای جمع آوری اطلاعات درمورد سبک‌های فرزند پروری و پرخاشگری از پرسشنامه‌های سبک‌های فرزند پروری" بومریند[8]" و پرخاشگری" اچ.باس و مارک پری[9] " استفاده شد.

الف) پرسشنامه سبک‌های فرزندپروری [10]: پرسشنامه سبک فرزند پروری که حاوی 30 سؤال چهار گزینه‌ای به صورت کاملاً مخالفم، مخالفم، موافقم، کاملاً موافق هستم است، که برای هر دانش آموز از طریق پرسشنامه تکمیل شده است. میزان پایایی پرسشنامه از طریق بازآزمایی که به وسیله بوری(1991) به‌دست آمده بدین صورت است: 8/0 برای سهل گیرانه مادر، 86/0 برای استبدادی مادر، 78/ 0برای دموکراتیک مادر،77/0 برای سهل گیرانه پدر، 85/0 برای استبداد پدر،92/0 برای دموکراتیک پدر. بوری برای مشخص کردن میزان اعتبار پرسشنامه از روش اعتبار افتراقی استفاده نموده و نتایج زیر به دست آورده است، مستبد بودن مادر رابطه معکوس با سهل گیرانه مادر(38/0-) و دموکراتیک مادر (48/0-) داشت. همچنین، مستبد بودن پدر رابطه معکوس با آزادگذاری پدر(50/0-) و دموکراتیک پدر(52/0-) داشت (ظروفی،1380). غلامرضا اسفندیاری(1374) جهت روایی محتوایی پرسشنامه از ده نفر صاحب نظر در زمینه روان‌شناسی و وروان پزشکی خواسته است تا میزان روایی هر جمله را با علامت زدن مشخص نموده و نظر اصلاحی بدهند. نتیجه این نظر خواهی نشان داد که پرسشنامه مذکور دارای روایی بالایی است و برای تعیین پایانی آن از روش بازآزمایی استفاده کرده و بعد از گذشت یک هفته میزان پایایی سهل‌گیرانه، 69/0 برای استبدادی77/0 و برای دموکراتیک 73/ 0به‌دست آمده است.تنکابنی ( 1379) نیز ضریب پایایی پرسشنامه را برابر 72/0 گزارش کرده است (مژگانیان،1380).

ب) پرسشنامه پرخاشگری (AQ)1: پرسشنامه پرخاشگری در سال 1992به وسیله آرنولد اچ.باس و مارک پری تدوین شده است حاوی 29 ماده است که چهار جنبه از پرخاشگری (پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خشم و خصومت) را مورد سنجش قرار می‌دهد. پرسشنامه پرخاشگری با نمره کل سوالات میزان پرخاشگری کلی را می‌سنجد و نمرات خرده مقیاس‌های آن تجلیات گوناگون پرخاشگری را نشان می‌دهد. اعتبار و پایایی پرسشنامه پرخاشگری از همسانی درونی خوبی برخوردار است ضرایب آلفا برای خرده مقیاس‌های پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خشم و خصومت به ترتیب 85/0، 72/0 ،83/0، 77 0/0 و ضریب آلفای کل نمرات پرسشنامه 89/0 است. علاوه بر این، پژوهش‌های انجام شده در ایران نیز اعتبار و روایی پرسشنامه را تایید کرده‌اند (لنگری، 1378).

 

یافته‌ها

در این قسمت با استفاده از همبستگی پیرسون و آزمون معناداری آن به تایید یا رد فرضیه‌ها پرداخته شد.

 

 

جدول(1) همبستگی بین سبک فرزند پروری دموکراتیک و مؤلفه‌های پرخاشگری

شاخص آماری

 

متغیرها

ضریب همبستگی

ضریب تعیین

p

سبک دموکراتیک

پرخاشگری

23/0-

05/0

098/0

پرخاشگری فیزیکی

51/0-

26/0

001/0

خصومت

48/0-

23/0

000/0

خشم

60/0-

36/0

000/0

پرخاشگری کلامی

26/0-

06/0

042/0

 

 

فرضیه اول: بین سبک فرزندپروری دموکراتیک والدین و مؤلفه‌های پرخاشگری نوجوانان (پرخاشگری، پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خصومت و خشم) رابطه وجود دارد.

براساس جدول شماره 1 ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با پرخاشگری معنادار نبود و فرضیه تحقیق تایید نشد. ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با پرخاشگری فیزیکی معنادار بود و فرضیه تحقیق تایید شد (001/0p=). ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با خصومت معنادار بودوفرضیه تحقیق تایید شد(000/0p=) و همچنین ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با خشم معنادار بود و فرضیه تحقیق تایید شد

 (000/0p=) و در نهایت اینکه ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با پرخاشگری کلامی معنادار بود و فرضیه تحقیق تایید شد (042/0p=). جهت رابطه سبک فرزندپروری دموکراتیک با پرخاشگری و مؤلفه‌های آن منفی بود.

 

 

جدول(2) همبستگی بین سبک فرزند پروری سهل گیرانه و مؤلفه‌های پرخاشگری

شاخص آماری

 

متغیرها

ضریب همبستگی

ضریب تعیین

p

سبک سهل گیرانه

پرخاشگری

04/0-

00/0

761/0

پرخاشگری فیزیکی

03/0

00/0

802/0

خصومت

07/0

00/0

552/0

خشم

16/0

02/0

220/0

پرخاشگری کلامی

09/0-

00/0

494/0

 

 

فرضیه دوم: بین سبک فرزندپروری سهل گیرانه والدین ومؤلفه‌های پرخاشگری نوجوانان(پرخاشگری،پرخاشگری فیزیکی،پرخاشگری کلامی،خصومت و خشم)رابطه وجود دارد.

بر اساس جدول شماره 2 ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با پرخاشگری معنادار نبود و فرضیه تحقیق تایید نشد. ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با پرخاشگری فیزیکی معنادار نبود و فرضیه تحقیق تایید نشد.ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک باخصومت معنادار بود و فرضیه تحقیق تایید نشد و همچنین، ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با خشم معنادار نبود و فرضیه تحقیق تایید نشد و در نهایت اینکه ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری دموکراتیک با پرخاشگری کلامی معنادار نبود و فرضیه تحقیق تایید نشد.جهت رابطه سبک فرزندپروری سهل گیرانه با پرخاشگری و پرخاشگری کلامی منفی، ولی با پرخاشگری فیزیکی، خصومت و خشم مثبت بود.

 

 

 

 

 

جدول(3) همبستگی بین سبک فرزند پروری استبدادی و مؤلفه‌های پرخاشگری

شاخص آماری

 

متغیرها

ضریب همبستگی

ضریب تعیین

p

سبک استبدادی

پرخاشگری

01/0

00/0

923/0

پرخاشگری فیزیکی

20/0

04/0

115/0

خصومت

10/0

01/0

405/0

خشم

01/0

00/0

887/0

پرخاشگری کلامی

09/0

00/0

493/0

 

 

 

فرضیه سوم:بین سبک فرزندپروری استبدادی والدین ومؤلفه‌های پرخاشگری نوجوانان (پرخاشگری، پرخاشگری فیزیکی، پرخاشگری کلامی، خصومت و خشم)رابطه وجود دارد.

براساس جدول شماره 3 ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری استبدادی با پرخاشگری معنادار نبود و فرضیه تحقیق تاییدنشد.ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری استبدادی با پرخاشگری فیزیکی معنادار نبودوفرضیه تحقیق تایید نشد.ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری استبدادی با خصومت معنادار بودوفرضیه تحقیق تایید نشد. همچنین، ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری استبدادی با خشم معنادار نبودوفرضیه تحقیق تایید نشدودرنهایت اینکه ضریب همبستگی بین سبک فرزندپروری استبدادی با پرخاشگری کلامی معنادار نبود و فرضیه تحقیق تایید نشد. جهت رابطه سبک فرزندپروری استبدادی با پرخاشگری ومؤلفه‌های آن مثبت بود.

 

بحث و نتیجه گیری

بر اساس آنچه دریافته‌ها نشان داده شد، بین سبک فرزندپروری دموکراتیک و پرخاشگری فیزیکی، خصومت، خشم و پرخاشگری کلامی، بجز پرخاشگری رابطه وجود داشت. رابطه بین سبک فرزندپروری دموکراتیک  با پرخاشگری و مؤلفه‌های آن معکوس بود.

بین سبک فرزندپروری سهل‌گیرانه و پرخاشگری، پرخاشگری کلامی،خصومت،خشم و پرخاشگری فیزیکی رابطه وجود نداشت. رابطه بین سبک فرزند پروری دموکراتیک باپرخاشگری و پرخاشگری کلامی مستقیم و با پرخاشگری فیزیکی،خصومت و خشم معکوس بود.

بین سبک فرزندپروری استبدادی و پرخاشگری، پرخاشگری کلامی، خصومت، خشم و پرخاشگری فیزیکی رابطه وجود نداشت. رابطه بین سبک فرزند پروری دموکراتیک با پرخاشگری و مؤلفه‌های آن مستقیم بود.

یافته‌های تحقیق حاضر با یافته‌های تحقیقات مؤسسه ملی سلامت روانی در ایالات متحده (ارگیز و همکاران، 2005)، انگریست.و همکاران (1996)، کریستوفر و .همکاران (1993)، اسمال .و لاستر (1994)، ویلدرو و رات (2002)، کاتز و گاتمن (1993) و (ماش و باربر، 2001) که همگی مؤید این بودند که دموکراتیک بودن سبک فرزندپروری والدین باعث کاهش پرخاشگری و مؤلفه‌های آن می‌شود، همخوانی داشت؛ ولی سبک سهل‌گیرانه و بالاخص سبک استبدادی باعث افزایش پرخاشگری و مؤلفه‌های آن می‌شود.

بنابراین سبک فرزندپروری دموکراتیک بیانگر تعامل مناسب و توام با صمیمیت و در عین حال، کنترل منصفانه و واقع بینانه است، ولی سبک فرزندپروری سهل‌گیرانه و استبدادی بیانگر تعامل نامناسب و نادیده گرفتن و در عین حال، کنترل غیر منصفانه و غیرمنطقی است و با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقای خانواده و سلامت روانی افراد جامعه قائل هستند، بررسی مشکلات و عواملی که منجر به زوال خانواده و پرخاشگری فرزندان می‌انجامد، ضروری به نظر می‌رسد، که در این میان خانواده و شیوه برخورد و تربیتی والدین، اصلی‌ترین و بیشترین نقش را در بوجود آمدن مشکلات رفتاری و شخصیتی و اجتماعی در فرزندان می شود. بنابراین، امید است از طریق بالا بردن آگاهی والدین در مدارس یا رسانه‌های جمعی سبک فرزندپروریشان حول دموکراتیک بچرخد.

در نهایت شایان ذکراست این تحقیق دارای محدودیت‌هایی از قبیل محدودیت‌ در آزمودنی‌ها که فقط مقطع دبیرستان را در نظر رفته بود و همچنین تعداد آنها اندک بود و از طرفی، ابزار اندازه گیری پرخاشگری از بابت فهم برای همه در یک سطح نبود، که این موضوع به کاهش در قدرت تعمیم پذیری نتایج به‌دست آمده منجر می‌شود. بهتر است با اجرای تحقیقات بر روی گروه‌های دیگر با تعداد بیشتر و با استفاده از ابزار دیگر برای سنجش پرخاشگری این محدودیت از بین برود.



1-mykel

5- Small & Luster

2- Argys

6- Katez & Gatman

3- Angrist

7- Marsh & Barber

4- Wilder & Walt

 

 

 

8- Baumrind

9- Bass & Perry 

10- Parenting style Questionnaire

برجعلی، ا. (1380). تحول شخصیت در نوجوان، تهران: انتشارات ورای دانش، چاپ اول.

ثنایی، ب و همکاران. (1379). مقیاس‌های سنجش خانواده و ازدواج، تهران: انتشارات بعثت، چاپ اول.

دلاور، ع. (1379). روش تحقیق در روانشناسی و علوم تربیتی، تهران: نشر ویرایش، چاپ دوازدهم.

ظروفی، م. (1380). بررسی رابطه میان ساختار خانواده و اختلالات رفتاری، پایان نامه کارشناسی،

دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر.

فراهانی، م. (1380). پرخاشگری کودکان و ارتباط آن با ساخت خانواده، پایان نامه کارشناسی ارشد،

دانشگاه  تربیت معلم تهران.

لنگری، م. (1378). بررسی میزان پرخاشگری دانش آموزان مهاجر و غیر مهاجر سال اول متوسطه

دبیرستانهای شهر بجنورد، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه  تربیت معلم تهران.

موسوی، ا. (1383). خانواده درمانی کاربردی، تهران: انتشارات دانشگاه الزهراء(س)، چاپ دوم.

مژگانیان، و. (1380). بررسی رابطه بین شیوه‌های فرزند پروری والدین حالات هویت یابی دختران

نوجوان دبیرستانهای تهران. پایان نامه کارشناسی ارشد. دانشگاه آزاد واحد علوم وتحقیقات.

 

Argys, L. M. and Ress, D. I. (2006). Birth order and Risky adolescent behavior. Economic Inqiry. 44, 215–233.

Angrist, J. D., Imbens, G. W. and Rubin, D.B. (1996). Identfication of causal effects usin instrumental variables. Jurnal of the Amrican  statistical Association. 91, 444-555.

Mars. J. Growert, Brian. K. (2001). Connectedness and separationin Parent-adolescent ralationship.Indicators of a Successful Identity development?. Additional information about the document that does not fit in any of the other fields; not used after 2004.Paper presented at the Biennial Meeting of the Society for Research in Child Development.

Small, S. A., &  Luster, T. (1994). Social information processing factors in reactive and proactive Aggression in chlidren,s peer gurops. Journal of personality and Social Psychology. 82, 835–848.

Sancilio, Michacl. F. & Plumert, Jodie. M (1987). Friendship and Aggressiveness As Determinant of Conflict outcomes in middle childhood. Journal of Personality and Social Psychology. 53, 1146-1158.

Wilder, EI. & Watt, TT. (2002). Risky  parental  behavior  and  adolescent sexual . Activity at  firest coitus. Milbank Quarterly. 80, 481–524.